تمرین تیم‌سازی در چارچوب Scrum

3–4 دقیقه

چطور یک Interaction Designer ماهر شویم؟

1️⃣ یک طراح تعامل کاربری باید دانش پایه‌ای خوبی از کامپوننت‌های یک Interface داشته باشد. یعنی اجزا یک دیزاین سیستم را بشناسد و بداند بهترین جزء در چه موقعیتی بهترین کارایی را دارد؟

خواندن راهنمای هر کامپوننت از {دیزاین سیستم دولتی آمریکا یا USWDS} این دانش را برای وب به شما می‌دهد.
می‌توانید بعد از این دیزاین سیستم، سراغ یادگیری دیزاین سیستم متریال برای وب و موبایل بروید. هر دو دیزاین سیستم‌ها تمرکز خوبی روی Usability و Accesibility دارند.

2️⃣ راهنمای مطالعهٔ اِن‌اِن‌گروپ برای الگوی‌های طراحی (Design-Pattern Guidelines: Study Guide) را حتما نه‌تنها بخوانید آن را بخورید! (مطالب با مورد اول بسیار هم‌پوشانی دارد و مورد دوم عمیقتر است.)
برای خواندن مقالات به فارسی افزونهٔ هوش مصنوعی sider.ai را نصب کنید.

3️⃣ براساس Data و آرتیفکت‌های Persona و Empathy Map طراحی و کاربرپژوهی کنید. این اسناد در حین طراحی UX محصول باید در کنار دستتان باشد.

4️⃣ کتاب‌های مهم مربوط به Emotional Design را بخوانید و به‌کار ببندید:
۱.Don Norman – Emotional Design: Why We Love (or Hate) Everyday Things

طراحی احساسی مفهوم چگونگی ایجاد طرح‌هایی است که احساساتی را برانگیزد که منجر به تجربیات مثبت کاربر می شود. هدف طراحان دستیابی به کاربران در سه سطح شناختی – احشایی، رفتاری و بازتابی visceral, behavioral and reflective – است، بنابراین کاربران با محصولات، برندها و غیره ارتباط مثبتی (گاهی اوقات شامل احساسات منفی) ایجاد می‌کنند.

«هر چیزی یک شخصیتی دارد: هر چیز یک سیگنال عاطفی می‌فرستد. حتی در مواردی که این هدف طراح نیست، افرادی که وب سایت را مشاهده می‌کنند، شخصیت‌ها و احساسات را تجربه می‌کنند.» دان نورمن، طراحی اشیاء روزمره

منبع متن مقالهٔ IxDF

2. Aarron Walter – 2011 Designing for Emotion

رویکرد مازلو برای شناسایی نیازهای انسان می تواند به ما در درک اهداف خود در هنگام طراحی رابط‌ها کمک کند. ما مطمئناً می‌توانیم زندگی رضایت‌بخشی داشته باشیم که فقط سه لایه پایینی هرم نیازها را برآورده می‌کند – راحتی فیزیولوژیکی، ایمنی و تعلق. اما در آن لایه بالایی است که می‌توانیم یک زندگی واقعاً کامل داشته (راس هرم: لذت‌بخش) باشیم.

از کتاب طراحی برای احساس نوشتهٔ آرون والتر


3. John Whalen, Design for how people think

ذهن شش‌گانه، تئوری مطرح شده در کتاب طراحی براسا شیوهٔ تفکر انسان‌ها

فکر می‌کنم همهٔ ما می‌توانیم توافق کنیم که «یک تجربه» اصلاً تک‌بُعدی نیست، بلکه چندبُعدی، ظریف و متشکل از فرایندها و بازنمایی‌های متعدد در مغز است. تجربهٔ مشتری روی صفحهٔ نمایش رخ نمی‌دهد، بلکه در ذهن انسان شکل می‌گیرد.
اجازه دهید پیشنهادی بدهم: خواندن این بخش را برای مدتی کوتاه متوقف کنید و به یک وب‌سایت تجارت الکترونیکی—ترجیحاً وب‌سایتی که کمتر از آن استفاده کرده‌اید—سری بزنید و دربارهٔ «تجربه مشتری» (Customer Experience) کتاب جست‌وجو کنید. حین این کار، بکوشید در حالت جدیدی از خودآگاهی باشید:

هیجان
چه دغدغه‌ها یا نگرانی‌هایی داشتید؟ چه عواملی ممکن است باعث شود از خرید منصرف شوید (برای مثال، امنیت یا اعتماد نکردن به سایت)؟

بینایی/توجه: ابتدا چشم‌های شما در سایت به کجا خیره شد؟ دنبال چه چیزی بودید (مثلاً تصاویر، رنگ‌ها، کلمات)؟

جهت‌یابی: آیا می‌دانستید در کجای سایت هستید و چطور باید در آن حرکت کنید؟ آیا لحظه‌ای تردید داشتید؟ چرا؟

زبان
چه کلماتی را جستجو می‌کردید؟ آیا با اصطلاحاتی روبه‌رو شدید که برایتان نامفهوم بود؟ یا اینکه دسته‌بندی‌ها بیش‌ازحد کلی به نظر می‌رسیدند؟

حافظه
انتظاراتتان از نحوهٔ کارکرد سایت چگونه برآورده یا نقض شدند؟

تصمیم‌گیری
در مسیر تلاش برای خرید کتاب، چه خرده‌تصمیم‌هایی (Microdecisions) گرفتید؟

5️⃣ تجربه کسب کنید و از تجربیات خود درس بگیرید. ببینید کاربران با خروجی طراحی شما چطور رفتار می‌کنن؟ از اشتباهات خود عمیقاً یاد بگیرید و تکرارشان نکنید.


منتورینگ رایگان مالکین محصول

«اگر در یک شرکت نرم‌افزاری مشغول به کارهای روزانه یک PO هستید و دوست دارید در مورد پیاده‌سازی اجایل، اسکرام و چالش‌های نقش PO در چهارچوب اسکرام یا تفکر استراتژیک در محصول، راهنمایی و مشاوره بگیرید، در خدمتتون هستم. یک وقت در adplist بگیرید.»


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: اجازه کپی محتوا وجود ندارد