تمرین تیم‌سازی در چارچوب Scrum

9–13 دقیقه

مهارت‌های طراحی محصول خود را بازتعریف کنید تا آمادهٔ پذیرش AI باشید – NN/g

هوش مصنوعی در حال تغییر صنعت طراحی است و طراحان باید مهارت‌های خود را به‌روز کنند تا در این تحولات، حرفه‌ای باقی بمانند. با پذیرش اصولی مانند تمرکز بر تفکر استراتژیک، بررسی دقیق خروجی‌های هوش مصنوعی، طراحی برای کاربران و عوامل هوش مصنوعی (AI Agents)، تقویت تیم‌ها و اولویت‌دهی به رفاه و برابری، می‌توانید خود را برای آینده‌ای آماده کنید که در آن هوش مصنوعی نقش کلیدی ایفا می‌کند.

آرتا مکبری، مترجم


همچنان که صنعت ما با ظهور هوش مصنوعی در حال تغییر است؛ طراحان باید ۵ اصل را بپذیرند.

هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در حال تأثیرگذاری بر بازار کار است. بر اساس تحقیقات محققان دانشگاه هاروارد، مؤسسه تحقیقات اقتصادی آلمان و دانشکده کسب‌وکار کالج سلطنتی لندن، تقاضا برای مشاغلی که مستعد خودکارسازی (Automation-prone) هستند، هشت ماه پس از انتشار ChatGPT در اواخر سال ۲۰۲۲، ۲۱٪ کاهش یافته است. به عنوان یک طراح، چگونه می‌توانید با این تغییرات سریع کنار بیایید و همچنان مرتبط بمانید؟

در این مقاله:

خودکارسازی و تقویت وظایف طراحان

فناوری برای دهه‌هاست که نحوه انجام وظایف در بیشتر رشته‌ها را تغییر داده است. به عنوان مثال، نقش یک حسابدار را در نظر بگیرید: اگرچه عنوان شغلی تغییر نکرده است، اما وظایف روزانه یک حسابدار در سال ۱۹۵۴ (مثلاً محاسبه دستی مجموع‌ها روی کاغذ) به‌طور قابل‌توجهی با وظایف یک حسابدار در سال ۲۰۲۴ (مثلاً محاسبه خودکار مجموع‌ها در یک صفحه‌گسترده پیشرفته) متفاوت است.

وظایف طراحی به نقش، هدف و تخصص ما بستگی دارد. این وظایف شامل تسهیل کارگاه‌ها، ایده‌پردازی راه‌حل‌ها، طراحی وایرفریم‌ها، پیاده‌سازی سیستم‌های طراحی و بررسی اسناد نیازمندی‌ها می‌شود.

اریک برینولفسون (Erik Brynjolfsson) دو راه اصلی را شناسایی کرده است که هوش مصنوعی بر وظایف انسانی تأثیر می‌گذارد: خودکارسازی (خودکارسازی) و تقویت.

زیرمجموعه‌ای از وظایف موجود ما خودکار خواهند شد، در حالی که مجموعه‌ای جدید از وظایف، که قبلاً خارج از توانایی‌های ما بودند، در دسترس قرار خواهند گرفت.

خودکارسازی وظایف

هوش مصنوعی به ما امکان می‌دهد تا برخی از وظایف را با کارایی بیشتری انجام دهیم. حتی امروزه، ابزارهایی مانند Miro یا Mural می‌توانند به طور خودکار یادداشت‌های چسبنده را دسته‌بندی کنند و ChatGPT می‌تواند یک ایمیل را پیش‌نویس کند. با پیشرفته‌تر شدن مدل‌های هوش مصنوعی، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که دامنه و شدت خودکارسازی افزایش یابد.

خودکارسازی به این معنا نیست که وظایف کاملاً به هوش مصنوعی واگذار شوند. بلکه، این امکان را برای طراحان فراهم می‌کند تا با ترکیب قابلیت‌های هوش مصنوعی و نظارت انسانی، به‌صورت کارآمدتری کار کنند.

خودکارسازی یک فرآیند یک‌شبه نیست. سرعت آن در وظایف مختلف متفاوت است، برخی تغییرات به‌آرامی و برخی دیگر به سرعت اتفاق می‌افتند، اما جهت‌گیری به سمت افزایش خودکارسازی ثابت است.

تقویت وظایف

هوش مصنوعی به ما این امکان را می‌دهد تا وظایفی را انجام دهیم که به‌طور سنتی خارج از نقش‌های حرفه‌ای ما بوده‌اند و همچنین دامنهٔ ممکن‌ها را در حوزهٔ کاری ما گسترش می‌دهد (مقاله را بخوانید:کالاوار شدن و پهن شدن پنکیک‌وارِ رشتهٔ UX: واقعیت AI را بپذیرید و مسیرهای شغلی جدیدی را برنامه‌ریزی کنید). برای طراحان، این به معنای توانایی تفسیر الگوهای پیچیدهٔ داده‌ها بدون نیاز به تحلیلگر داده، یا کدنویسی نمونه‌های اولیه بدون نیاز به توسعه‌دهنده است. همچنین، این به معنای تغییر از طراحی صفحات به تعریف قوانینی است که آن صفحات را تولید می‌کنند (رمقاله را بخوانید:ابط کاربری مولد (Generative UI) و طراحی نتیجه‌محور (Outcome-oriented)) و تقویت توانایی‌های موجود ما به روش‌هایی است که تازه شروع به کشف آن‌ها کرده‌ایم.

در فضای آمیخته با AI طراحان UX در محصولات دیجیتال، باید Curator هایی باشند که سرپرستِ گلچین کردن، بهترین چیدمان هستند و توان حذف ایده‌های اضافی را دارند و به معنای واقعی کلمه باید توان سازماندهی داشته باشند.

آرتا مکبری، مترجم

افزایش رقابت در طراحی

هر دو این فرآیندها — خودکارسازی و تقویت — به‌تدریج و به‌طور موازی در حال وقوع هستند. ما بهره‌وری خود را افزایش خواهیم داد — زمان کمتری را برای برخی وظایف صرف می‌کنیم یا در همان زمان، کارهای بیشتری را برای وظایف دیگر انجام می‌دهیم — و همزمان، توانایی‌های خود را به حوزه‌های جدید گسترش می‌دهیم.

با اینکه طراحان وظایف بیشتری را خارج از تخصص خود بر عهده می‌گیرند، بازار کار تنها رقابتی‌تر خواهد شد. یک فرد مشارکت‌کننده قادر خواهد بود کارهای بیشتری انجام دهد، و بنابراین به تعداد کمتری از مشارکت‌کنندگان نیاز خواهد بود.

برای باقی ماندن در رقابت و حفظ ارتباط، طراحان باید آماده باشند تا نحوه تفکر خود درباره مهارت‌هایشان را تغییر دهند.

اصل ۱: تفکر استراتژیک را خودتان انجام دهید، در حالی که وظایف تاکتیکی را برون‌سپاری کنید

همه وظایف یکسان ایجاد نشده‌اند.

اکثر طراحان در کار روزمره خود طیف وسیعی از وظایف را انجام می‌دهند — از وظایف تاکتیکی تا استراتژیک. به عنوان مثال، در یک پروژه واحد، یک طراح UX ممکن است همزمان بر تعیین چشمانداز محصول و ایجاد جریان‌های کاربری (وظایف استراتژیک) کار کند، و هم به سازماندهی منابع طراحی و ایجاد مشخصات فنی برای توسعه‌دهندگان (وظایف تاکتیکی) بپردازد.

طراحان UX بین اجرای تاکتیکی، مانند سازماندهی منابع و نوشتن مشخصات فنی، و فعالیت‌های استراتژیک مانند تعیین چشمانداز محصول و همسو کردن ذینفعان، تعادل برقرار می‌کنند.

به طور مشابه، یک طراح خدمات ممکن است همزمان با ایجاد مستندات تحویل کار و ساخت ارائه‌ها (وظایف تاکتیکی)، به توسعه نقشه راه و تعیین معیارهای سطح بالا (وظایف استراتژیک) بپردازد.

طراحان خدمات، کارهای تاکتیکی مانند مستندات تحویل کار و ارائه‌ها را با فعالیت‌های استراتژیک مانند معیارهای خدمات و توسعه نقشه راه ترکیب می‌کنند.

انتخاب وظایف مناسب برای خودکارسازی، برای حفظ یکپارچگی و ارزش کار UX بسیار حیاتی است.

وظایف تاکتیکی، مانند سازماندهی داده‌های خام یا ایجاد نمونه‌های اولیه سریع، گزینه‌های خوبی برای خودکارسازی هستند زیرا از الگوهای قابل پیش‌بینی پیروی می‌کنند. واگذاری این وظایف به هوش مصنوعی (با نظارت مناسب) می‌تواند ساعت‌ها زمان صرفه‌جویی کند و زمان و انرژی ذهنی طراحان را برای تمرکز بر فعالیت‌های با تأثیر بالا آزاد کند.

در مقابل، خودکارسازی وظایف استراتژیک — مانند خلق یک چشمانداز طراحی — پرخطر است. این فعالیت‌ها به قضاوت ظریف، آگاهی از زمینه، همکاری میان‌رشته‌ای و درک رفتار انسان نیاز دارند که هوش مصنوعی در حال حاضر قادر به تقلید آن نیست.

پذیرش خودکارسازی برای تلاش‌های تاکتیکی در حالی که تفکر استراتژیک به‌طور عمدی پرورش داده می‌شود، تضمین می‌کند که طراحان نقش‌های رهبر فکری و تصمیم‌گیرنده خود را حفظ کنند، در حالی که دیگر به عنوان مجری فرآیندهای از پیش تعریف‌شده عمل نمی‌کنند.

اصل ۲: بین اعتماد به هوش مصنوعی و بررسی دقیق تعادل برقرار کنید

همان‌طور که هوش مصنوعی به یک همکار قابل اعتماد در گردش کار ما تبدیل می‌شود، باید سوگیری‌هایی را که ممکن است ایجاد کند، ارزیابی کنیم. سیستم‌های هوش مصنوعی تنها به اندازه داده‌هایی که روی آن‌ها آموزش دیده‌اند و الگوریتم‌های پشت آن‌ها خوب هستند، که اغلب محدودیت‌ها و سوگیری‌های موجود در جهان را منعکس می‌کنند.

اگر بیش از حد به هوش مصنوعی اعتماد کنیم و خروجی‌های آن را زیر سوال نبریم، خطر تداوم این سوگیری‌ها وجود دارد. راه‌حل‌هایی که طراحی می‌کنیم ممکن است از نیازهای پایگاه کاربری متنوع ما فاصله داشته باشند. برای کاهش این خطر، طراحان و محققان باید به نقاط کور احتمالی فکر کنند، بینش‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی را به دقت بررسی کنند و آن‌ها را در برابر تحقیقات واقعی کاربران اعتبارسنجی کنند.

هوش مصنوعی باید توانایی ما در تفکر انتقادی را تقویت کند، نه اینکه جایگزین آن شود. با پایبندی به تفکر انتقادی، اطمینان حاصل می‌کنیم که هوش مصنوعی کار ما را تقویت می‌کند بدون اینکه مسئولیت ما در ایجاد تجربیات کاربری عادلانه، فراگیر و معنادار را به خطر بیندازد.

اصل ۳: برای کاربران و AI Agents طراحی کنید

عامل‌های هوش مصنوعی (یا دستیاران) به طور فزاینده‌ای به شرکت‌کنندگان فعال در اکوسیستم‌هایی که طراحی می‌کنیم، تبدیل خواهند شد. این عوامل به نمایندگی از ما با سیستم‌ها تعامل خواهند داشت، تصمیم‌گیری خواهند کرد و وظایف را اجرا خواهند کرد، و به طور اساسی نحوه ارائه محصولات و خدمات ما را تغییر خواهند داد. این تغییر نیازمند آن است که طراحان نه تنها تعاملات کاربری، بلکه دینامیک گسترده‌تر حوزه خود را نیز بازنگری کنند.

برای آماده‌سازی برای این آینده، باید پیچیدگی‌های طراحی برای دو مخاطب را بپذیریم: کاربران انسانی و نمایندگان هوش مصنوعی آن‌ها. برای کاربران انسانی، طراحی ممکن است بر وضوح، دسترسی و سهولت پیمایش تمرکز کند. عوامل هوش مصنوعی ممکن است هم به صورت برنامه‌نویسی و هم از طریق رابط‌های مشابه با انسان‌ها به سیستم دسترسی داشته باشند. اما برای آن‌ها، طراحی ممکن است نیاز به اولویت‌دهی به جنبه‌های مختلف تجربه داشته باشد — از داده‌های ساختاریافته تا الگوهای تعاملی قابل پیش‌بینی.

به عنوان مثال، تصور کنید که در حال طراحی یک سیستم رزرو قرار ملاقات بهداشتی هستید. یک دستیار هوش مصنوعی که به نمایندگی از کاربر قرار ملاقات را رزرو می‌کند، باید سیستم را برای زمان‌های موجود جستجو کند، جزئیات خدمات را درک کند و رزرو را بدون مداخله دستی تأیید کند. با در نظر گرفتن نحوه ارزیابی، تعامل و بهینه‌سازی خدمات توسط این عوامل هوش مصنوعی به نمایندگی از کاربران، اطمینان حاصل می‌کنیم که سیستم‌های ما نیازهای انسانی را برآورده می‌کنند و در عین حال نقش فزاینده واسطه‌های هوش مصنوعی را نیز در نظر می‌گیرند.

اصل ۴: تقویت تیم را بپذیرید

مفاهیم تقویت و خودکارسازی تنها به وظایف محدود نمی‌شوند، بلکه به تیم‌ها نیز اعمال می‌شوند. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، توانایی‌های تیم‌ها را فراتر از مرزهای سنتی گسترش خواهند داد. طراحان تحلیل داده انجام خواهند داد، توسعه‌دهندگان رابط‌های کاربری خواهند ساخت و تحلیلگران کدنویسی خواهند کرد.

تصور کنید در دنیایی زندگی می‌کنید که هم‌تیمی‌های چندرشته‌ای می‌توانند به شیوه‌هایی با حوزه کاری شما تعامل داشته باشند که امروزه غیرممکن به نظر می‌رسد، در حالی که شما همزمان توانایی مشارکت معنادار در حوزه‌های آن‌ها را به دست می‌آورید. این همپوشانی عملکردی افزایش‌یافته می‌تواند امکان‌های بی‌شماری و غیرقابل پیش‌بینی را آزاد کند.

من دو پیامد کلیدی از این همپوشانی عملکردی پیش‌بینی می‌کنم: مرزهای سازمانی بازتعریف خواهند شد و همکاری بین‌رشته‌ای رادیکال (Radical Interdisciplinary Collaboration) ممکن خواهد شد.

بازتعریف مرزهای سازمانی

تقویت تیم ممکن است منجر به بازسازی محدوده‌های بخش‌های داخلی سازمان‌ها شود. ماهیت این تغییرات به عوامل فناورانه (مانند تکامل ابزارهای هوش مصنوعی) و جنبه‌های فرهنگی (مانند مشروعیت سازمانی هر تیم) بستگی دارد. بازتعریف مرزهای سازمانی ممکن است در ابتدا به عنوان یک بازی با مجموع صفر به نظر برسد، جایی که بخش‌ها برای گسترش قلمرو خود رقابت می‌کنند. آماده باشید تا تغییرات سازمانی را مدیریت کنید و بازی سیاسی را انجام دهید.

توضیح فیگور: هوش مصنوعی دو تغییر اساسی در همکاری حرفه‌ای ایجاد می‌کند:
۱. تکامل مرزهای سنتی تیم‌ها (چپ)
۲. ظهور تبادل دانش سیال بین حوزه‌های مختلف (راست)

امکان همکاری بین‌رشته‌ای رادیکال

از جنبه‌ای خوش‌بینانه‌تر، امکان‌های همکاری بی‌سابقه بین‌رشته‌ای را تصور کنید. ابزارهای هوش مصنوعی، به ویژه آن‌هایی که مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) هستند، می‌توانند به ما کمک کنند تا ایده‌های پیچیده را به زبانی بیان کنیم که غیرمتخصصان به راحتی درک کنند. یک طراح ممکن است از هوش مصنوعی برای انجام تحلیل اولیه داده‌ها استفاده کند و سپس با دانشمندان داده مشورت کند تا رویکرد و نتایج را تأیید کند. به طور مشابه، غیرطراحان ممکن است از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای ایجاد نمونه‌های اولیه رابط‌ها و تعاملات استفاده کنند، در حالی که طراحان به نقش‌های متخصص کیوریتور تغییر می‌کنند و نتایج را تأیید و اصلاح می‌کنند. در صنعتی که اصطلاحات و ابزارهای خاص حوزه‌ای اغلب مانع همکاری بوده‌اند، هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک مترجم جهانی عمل کند و این موانع را از بین ببرد.

اصل ۵: به اثرات نابرابر توجه کنید و به رفاه اولویت دهید

طراحان و محققان UX مدت‌هاست که تلاش کرده‌اند تا بفهمند چگونه عواملی مانند طبقه، نژاد، جنسیت، ملیت و فرهنگ با تجربیاتی که طراحی می‌کنند، تقاطع پیدا می‌کنند. نقش ما این است که اطمینان حاصل کنیم سیستم‌هایی که طراحی می‌کنیم، رفاه همه افرادی که با آن‌ها در تماس هستند را محترم شمرده و بهبود بخشند — نه فقط گروه‌های پرنفوذ یا قدرتمند یا سازمان‌هایی که برای آن‌ها کار می‌کنیم.

تغییرات فناورانه بزرگ، مانند هوش مصنوعی، خطر تشدید نابرابری‌های موجود را دارند و به طور نامتناسبی بر افرادی که قدرت یا نمایندگی کمتری دارند، تأثیر می‌گذارند. این ضروری است که متخصصان UX از همان ابتدا برابری و فراگیری را در طراحی و روش‌های تحقیق خود بگنجانند. با مشارکت دادن دیدگاه‌های متنوع، شناسایی آسیب‌های احتمالی در مراحل اولیه و آزمایش دقیق فرضیات خود، می‌توانیم سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد کنیم که توانمندسازی کنند، نه اینکه حاشیه‌نشین کنند. به عنوان نگهبانان طراحی کاربرمحور، این مسئولیت ماست که اطمینان حاصل کنیم هوش مصنوعی به عنوان نیرویی برای برابری و خیر عمل می‌کند.

منبع

خواندن مقالهٔ اصلی: {NN/g – Redefine Your Design Skills to Prepare for AI}


منتورینگ رایگان مالکین محصول

«اگر در یک شرکت نرم‌افزاری مشغول به کارهای روزانه یک PO هستید و دوست دارید در مورد پیاده‌سازی اجایل، اسکرام و چالش‌های نقش PO در چهارچوب اسکرام یا تفکر استراتژیک در محصول، راهنمایی و مشاوره بگیرید، در خدمتتون هستم. یک وقت در adplist بگیرید.»


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: اجازه کپی محتوا وجود ندارد