دادههای تاریخی از تغییرات فناوری گذشته نشان میدهند که تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار احتمالاً مشابه نوآوریهای قبلی خواهد بود. پیشبینی افزایش ۱۰,۰۰۰ برابری قابلیتهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۷ نشاندهنده بهرهوری چشمگیر و افزایش رشد اقتصادی است که فرصتهای شغلی متنوعی را در بخشهای مختلف، از جمله نیاز بیشتر به مهارتهای تجربه کاربری (UX)، به دنبال دارد.
آرام باش، مثل مرغ، ترسو نباش! آسمان هوش مصنوعی در حال زمین آمدن نیست، بلکه فقط یک ارتقای بزرگ را تجربه میکند. شاید رباتها شغل شما را بگیرند، اما ده شغل جالبتر ایجاد خواهند کرد که حتی فکرش را هم نمیکنی. وقت آن رسیده که بدبینی را کنار بگذاری و موج هوش مصنوعی را سوار شوی!
من مرتباً میشنوم که مردم نگران هستند هوش مصنوعی شغلهایمان را از بین ببرد و بیکاری گسترده ایجاد کند. این احساسات منفی مبتنی بر این حقیقت است که هوش مصنوعی فعلی بهرهوری کارگران دانشی را در سطح وظایف حدود ۴۰٪ افزایش میدهد و انتظار میرود که هوش مصنوعی آینده بهرهوری در سطح تیمی را تا ۱۰۰۰٪ (یعنی محصولی که قبلاً توسط ۱۰۰ نفر ساخته میشد، در آینده توسط تیمی از ۱۰ نفر ساخته خواهد شد) افزایش دهد.
ما همچنین میدانیم که توان خام هوش مصنوعی از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷ به میزان ۱۰,۰۰۰ برابر افزایش مییابد و در نتیجه قابلیتهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۷ به سطح بهترین کارشناسان انسانی خواهد رسید.
بسیار آسان است که از این دادهها نتیجهگیری کنیم که اگر تنها به ۱۰٪ از کارکنان قبلی برای ساخت یک محصول نیاز داشته باشیم، میتوانیم ۹۰٪ دیگر را اخراج کنیم.
اما این نتیجهگیری اشتباه است و بر اساس «سفسطهٔ ثبات کار» شکل گرفته است که فرض میکند تنها یک مقدار ثابت کار در دنیا وجود دارد که باید انجام شود. در واقعیت، اگر هزینهٔ توسعهٔ محصولات به ۱۰٪ هزینههای قبلی کاهش یابد، محصولات بیشتری توسعه خواهند یافت و آن طراحان و توسعهدهندگانی که دیگر نیاز به ساخت محصول اول ندارند، برای ساخت محصولات دوم تا دهم به کار گرفته خواهند شد. در واقع، از آنجا که کاهش هزینههای توسعه با افزایش سطح زندگی جامعه همراه خواهد شد، احتمالاً کاهش هزینهها به یکدهم گذشته منجر به تقاضای بیش از ۱۰ برابر محصولات جدید خواهد شد، زیرا افراد توان خرید بیشتری خواهند داشت.
آینده UX امن است
بهطور خاص برای مخاطبان من که حرفهایهای UX هستند، باور ندارم نگرانیهای مکرر درباره آینده UX واقعیت داشته باشد. تجربه کاربری باکیفیت یک کالای لوکس است. مردم دوست ندارند این را بشنوند، اما این حقیقت است: اگر مشتریان فقیر باشند، نمیتوانند در خواستههایشان برای محصولات باکیفیت سختگیر باشند. آنها محصولی ارزان میخرند که کارشان را راه بیندازد.
از سوی دیگر، زمانی که مشتریان (چه افراد و چه شرکتها) ثروتمندتر شوند، بخشی از ثروت تازه بهدستآمدهشان را صرف بهبود کیفیت زندگی خود میکنند که اغلب به معنی خرید محصولات باکیفیتتر است. و UX خوب قطعاً یکی از ویژگیهایی است که زندگی (یا کار) را لذتبخشتر میکند.
بنابراین، انتظار دارم که با رشد اقتصاد جهانی توسط هوش مصنوعی، تقاضا برای کیفیت UX نیز افزایش یابد. همراه با این واقعیت که تحویل UX به دلیل هوش مصنوعی ارزانتر خواهد شد، باید انتظار داشته باشیم که در آینده UX بهتری در دسترس باشد و تقاضای کافی برای خدمات ما وجود داشته باشد.
نکته اصلی من برای افرادی که در حوزه UX نگران تأثیر هوش مصنوعی بر حرفهشان هستند این است:
- نگران نباشید؛ اوضاع خوب خواهد بود.
- با این حال، به دلیل لایهبندی کارهای UX، تقاضا برای مدیریت چندسطحی UX کمتر خواهد شد، بنابراین مسیر حرفهای خود را بیشتر به سمت تبدیل شدن به یک کارشناس نهایی هدایت کنید، نه رشد تعداد افرادی که به شما گزارش میدهند. تیمهای آینده کوچک خواهند بود.
پنکیکوارگی UX به این معنی است که مهارت و تلاش ما برای ایجاد پوشش گستردهتر، اما نازکتر انجام میشود. به دلیل کارایی بهبود یافته، این پوشش نازکتر برای نتایج باکیفیت کافی است، همانطور که خوردن حتی نازکترین کرپ نیز خوشمزه است. - تیمهای آینده محصولات را با سرعت سرسامآوری با روشهای هوش مصنوعی محور تولید خواهند کرد که سریعتر از چرخه عمر UX فعلی است. هر چه زودتر تجربه کار با این روش را کسب کنید، موقعیت بهتری برای موفقیت در محیط کاری متغیر خواهید داشت. یکی از اقدامات فوری این است که در تلاشهای روزانه خود از فرآیندهای بهینهشده با هوش مصنوعی استفاده کنید، مانند پرسشهای چندلایه. اما شاید مهمتر از همه این باشد که اگر در یک محیط کند گیر کردهاید که مدیریت آن در برابر تغییر مقاومت میکند، شغل خود را ترک کنید. تا حد امکان به یک تیم محصول پرسرعت و متکی بر هوش مصنوعی بپیوندید.
روندهای گستردهتر اِشتغال
اینکه مقاله را با بحث در مورد آینده شغلی حوزه UX آغاز کنم، کمی خودبینی به نظر میرسد. حتی در خوشبینانهترین پیشبینی من از حضور ۱۰۰ میلیون متخصص UX در سراسر جهان تا سال ۲۰۵۰، ما تنها ۱ درصد از جمعیت جهان و ۲ درصد از نیروی کار را تشکیل خواهیم داد.

در اساطیر یونان، نارسیسوس جوانی خوشسیما بود که از تماشای تصویر خود در آب لذت میبرد (قبل از آنکه آینههای مناسبی وجود داشته باشد). باید اعتراف کنم که من هم کمی اینگونهام وقتی به حوزه UX فکر میکنم. ما خوبیم، قابلتحسین هستیم، و آینده روشنی داریم. اما حتی با رشد زیاد آینده، ما تنها ۱ درصد از جهان خواهیم بود. بنابراین بهتر است به ۹۹ درصد از مردم که تحتتأثیر زیبایی UX قرار نگرفتهاند، توجه کنیم.
فراتر از چشمانداز شغلی متخصصان UX، همین اصول کلی برای اشتغال عمومی نیز صدق میکند. خیر، هوش مصنوعی بیکاری را ایجاد نخواهد کرد، اما بسیاری از کارکنان نیاز خواهند داشت برای مشاغل جدیدی که ایجاد خواهد شد، آموزشهای تازه ببینند. خوشبختانه، هوش مصنوعی برای آموزش بسیار عالی است و بهعنوان یک تسریعکننده برای ارشدشدن (Seniority) عمل میکند، بنابراین با سرمایهگذاری برای توسعهٔ هوش مصنوعی بهمنظور آموزش و تربیت، این ارتقاء مهارت میتواند محقق شود. (البته، متأسفانه این موضوع در حال حاضر اولویت به نظر نمیرسد.)
من در یک مقاله کامل (که در پاراگراف قبلی به آن اشاره شده) استدلال کردهام که هوش مصنوعی بیکاری ایجاد نمیکند و این را براساس ۱۰ هزار سال تاریخ بشر بیان کردهام. شخصاً فکر میکنم وقتی چیزی برای ۱۰ هزار سال به همین شکل باقی مانده، احتمالاً در ۱۰۰ سال آینده نیز صادق خواهد بود و تنها یک درصد دیگر به آن جدول زمانی افزوده میشود و اثبات شده که در ۱۰ هزار سال گذشته، حتی بزرگترین تغییرات اقتصادی، مانند انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی، بیکاری ایجاد نکردهاند. در طول این ۱۰ هزار سال، افرادی که دیگر برای انجام مشاغل قدیمی (ابتدا شکارچی و سپس کشاورز) نیاز نبودند، مشاغل جدید (ابتدا کشاورزی و سپس تولید صنعتی) پیدا کردند.

زمانی که انقلاب کشاورزی، اقتصاد را از شکار (تصویر ۱) به کشاورزی (تصویر ۲) تغییر داد، شاهد بیکاری ۹۸ درصد از مردم که شکارچی بودند، نبودیم. آنها کشاورز شدند. زمانی که انقلاب صنعتی، اقتصاد را از کشاورزی (تصویر ۲) به تولید صنعتی (تصویر ۳) تغییر داد، ۹۸ درصد از مردم که کشاورز بودند، بیکار نشدند؛ بلکه به کارگران کارخانه تبدیل شدند. پیشبینی من این است که همین اتفاق با انقلاب هوش مصنوعی نیز خواهد افتاد.
اینبار هم متفاوت نیست
اخیراً مقالهای عالی از مایکل آر. اِسترین (Michael R. Strain) خواندم که در آن توضیح میدهد چرا هوش مصنوعی باعث بیکاری نخواهد شد. او تقریباً با نکات موجود در مقالهٔ من موافق است، اما معتقد است که شواهد تاریخی از روزگار قدیم برای متقاعد کردن افراد در محیط امروز کافی نیست. مردم بهراحتی فریب ادعای «این بار متفاوت است» را میخورند. به جای تمرکز بر روندهای بلندمدت، اِسترین با استفاده از دادههای فراوانی از دورهٔ بعد از جنگ جهانی دوم صحبت میکند.

دوباره و دوباره، اما طبیعت انسان تغییر نمیکند. مردم اغلب فریب ادعای «این بار متفاوت است» را میخورند. معمولاً اینگونه نیست.
اولین نکته: نموداری از نرخ بیکاری در ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم. نمودار پر از تغییرات بالا و پایین است که با رکودهای مختلف همخوانی دارد، اما نرخ بیکاری در این دوره طولانی از تغییرات تکنولوژیکی و اقتصادی عمده، بین ۴٪ و ۱۰٪ در نوسان بوده است، با اینکه در بیشتر سالها نرخ بیکاری در بازهٔ محدود بین ۴٪ و ۸٪ ثبت شده است. (تنها استثنا: نرخ بیکاری ۱۵٪ در دوران کرونا). این در حالی است که درصد نیروی کار مشغول در تولید از ۳۸٪ به ۸٪ کاهش یافته است. آن ۳۰٪ از کارکنانی که از تولید اخراج شدند، آشکارا بیکار نشدند، زیرا نرخ بیکاری هرگز از ۱۰٪ بالاتر نرفته است (بهجز در دوران کرونا).
نکته دوم: آیا درآمد طبقه متوسط کاهش یافته است (تعریف شده بهعنوان خانوارهایی که بین ۳۵ هزار دلار و ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند، با در نظر گرفتن تورم)؟ بله، درآمد طبقه متوسط از ۵۵٪ در سال ۱۹۶۷ به ۳۹٪ در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است. اما این کاهش به این دلیل نبوده که کارگران فقیرتر شدند. بلکه به این دلیل است که ثروتمندتر شدند! درصد خانوارهایی که بیش از ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند (با در نظر گرفتن تورم)، از ۱۳٪ در سال ۱۹۶۷ به ۳۷٪ در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. اکنون تقریباً به تعداد افراد ثروتمند همانند افراد طبقه متوسط در ایالات متحده وجود دارد. (و تعداد افرادی که کمتر از ۳۵ هزار دلار درآمد دارند، که شاید گروهی باشد که باید بیشتر به آن توجه کنیم، از ۳۲٪ در سال ۱۹۶۷ به ۲۳٪ در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است).
نتیجهگیری: تقریباً یکسوم از افراد فقیر به طبقه متوسط پیوستهاند و تقریباً نیمی از افراد طبقه متوسط به افراد ثروتمند تبدیل شدهاند. این تنها در ۵۵ سال رخ داده است.
بحث کلی این است که افراد پس از تغییرات تکنولوژیکی که مشاغل قدیمی را از بین میبرد، بهتر میشوند، زیرا مشاغل جدیدی ایجاد میشود. استرین مثالی از بانکداری آورده است: در سال ۱۹۹۰، ۵۰۰ هزار متصدی بانک در ایالات متحده بودند. در طول ۲۰ سال بعد، تعداد دستگاههای خودپرداز از ۱۰۰ هزار به ۴۰۰ هزار افزایش یافت. با ۴ برابر شدن خودپردازها، چه اتفاقی برای متصدیان بانک افتاد؟ اخراج نشدند، بلکه تعداد بیشتری استخدام شدند. در سال ۲۰۱۰، ۶۰۰ هزار متصدی بانک انسانی مشغول به کار بودند. آنچه اتفاق افتاد این بود که وظایف آنها از شمارش اسکناسها در زمان برداشت و سپردهگذاری (کاری که واقعاً بهتر توسط دستگاه انجام میشود) به تمرکز بر وظایف پیچیدهتر مرتبط با مشتری تغییر یافت.
۶۰٪ از مشاغل ثبت شده در سال ۲۰۱۸ در دستهبندیهایی بودند که در سال ۱۹۴۰ وجود نداشتند. مشاغل جدید یک شایعه نیستند، بلکه اکثر مشاغل امروزی در مقایسه با دوران جنگ جهانی دوم جدید محسوب میشوند. بهطور مشابه، در ۲۰ سال آینده، زمانی که هوش مصنوعی اقتصاد را متحول کند، ۶۰٪ از جمعیت احتمالاً در مشاغلی مشغول خواهند بود که امروز وجود ندارند. نوآوری افزودهشده توسط هوش مصنوعی این مشاغل را ایجاد خواهد کرد. (و نه، نمیتوانم بگویم این مشاغل چه خواهند بود).
در دهه ۱۹۴۰، ایالات متحده حدود ۴۰۰ هزار اپراتور تلفن داشت. اکنون بیش از ۹۹٪ از این مشاغل از بین رفتهاند، و نه به این دلیل که مردم دیگر تماس تلفنی برقرار نمیکنند. امروز، بخش مخابرات تقریباً ۹۰۰ هزار نفر را در ایالات متحده مشغول به کار دارد (اما تقریباً هیچ اپراتوری وجود ندارد).

یک اپراتور شرکت تلفن که تماسها را در مرکز سوییچ متصل میکند. اکنون تقریباً هیچ فردی این شغل را ندارد. اما نوههای این اپراتور بیکار نیستند. آنها مشاغل جدیدی دارند که حقوق بسیار بهتری دارند.
در نتیجه، هوش مصنوعی ما را بسیار ثروتمندتر خواهد کرد زیرا تولید ناخالص داخلی را گسترش میدهد. این ثروت جدید بسیاری از مشاغل جدید را ایجاد خواهد کرد، بیش از آنهایی که توسط هوش مصنوعی از بین میروند.
همچنین، برای اولینبار در تاریخ، هوش مصنوعی آموزش مناسبی را برای حدود ۳۵۰ میلیون کودک که در فقر شدید زندگی میکنند و یا اصلاً به مدرسه نمیروند، یا به مدارسی میروند که معلمان بیشتر روزها در آن حضور ندارند، فراهم خواهد کرد. وقتی این کودکان آموزشدیده با هوش مصنوعی بزرگ شوند، به دلیل توانایی جدید خود برای داشتن مشاغل با درآمد مناسب، به مراتب ثروتمندتر از والدین خود خواهند بود.
پایانی که کلود ۳.۵ برای این مقاله پیشنهاد کرده است، کمی استعاری است: در بافت پیشرفت، رشتههای هوش مصنوعی الگوهای جدیدی میبافند. همانطور که مشاغل قدیمی مانند برگهای پاییزی محو میشوند، جوانههای بهاری فرصتها شکوفا میشوند. رودخانه نوآوری همواره به جلو جریان دارد و ما را به ساحل بیکاری نمیرساند، بلکه به جزایر ظرفیتهای پیشبینی نشده هدایت میکند.
مترجم:
باید توجه داشت که هوش مصنوعی نه تنها تهدیدی برای مشاغل نیست، بلکه به یک فرصت بزرگ برای توسعه حرفهای و یادگیری تبدیل میشود. همانطور که در تاریخ شاهد بودیم، هر نوآوری تکنولوژیکی جدید، ابتدا با نگرانیها و ترسهایی در مورد از دست رفتن مشاغل همراه بود، اما در نهایت منجر به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و بهبود شرایط زندگی شد. هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست.از طرفی، رشد سریع و پیشرفتهای چشمگیر هوش مصنوعی نشان میدهد که افراد و کسبوکارها باید بهسرعت با این تغییرات سازگار شوند. برای متخصصان UX، این به معنای تغییر روشهای کاری و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرآیندهای طراحی و توسعه تجربه کاربری است. همانطور که اشاره شد، تیمهای آینده کوچک خواهند بود، اما کارآمدتر و سریعتر عمل خواهند کرد. به این ترتیب، نقش متخصصان UX بهجای مدیریت تیمهای بزرگ، بیشتر بهسوی تخصصگرایی و افزایش دانش فردی در زمینههای خاص هدایت میشود.
علاوه بر این، یکی از توصیههای مهم برای متخصصان UX این است که بهجای مقاومت در برابر تغییرات، باید بهدنبال یادگیری مهارتهای جدید و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای کاری روزانه خود باشند. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نه تنها باعث کاهش زمان و هزینههای توسعه میشوند، بلکه کیفیت خروجی را نیز بهبود میبخشند. استفاده از فرآیندهایی مانند «رویکرد دایموندی» (Diamond Prompting) میتواند در ایجاد تجربههای کاربری بهتر و کارآمدتر نقش مهمی ایفا کند.
در نهایت، پیام اصلی این است که نباید از تغییرات پیشرو ترسید، بلکه باید از فرصتهایی که هوش مصنوعی ارائه میدهد برای پیشرفت و توسعه حرفهای استفاده کرد. سرعت تحول در بازار کار بهسرعت در حال افزایش است و کسانی که بتوانند خود را با این تغییرات وفق دهند، آیندهای روشن و پربار خواهند داشت.
{خوشبینی در مورد هوش مصنوعی – پادکست AIUXer اپیزود سوم}
{مطالعهٔ مقالهٔ کامل در وبسایت UX Tigers}

دیدگاهتان را بنویسید