خلاصه پادکست:
اپیزود چهارم پادکست AIUXer به تحولی در حوزه طراحی تجربه کاربری (UX) اشاره دارد که آن را از یک حرفه نادر و تخصصی به یک «مهارت توزیعشده» و در دسترس تبدیل کرده است. این تغییرات به معنای کاهش هزینههای مرتبط با UX و در نتیجه دسترسی بیشتر شرکتها به این مهارت است. هوش مصنوعی نقش مهمی در این تحول ایفا میکند، زیرا میتواند بهرهوری تیمها را دو برابر کند و هزینهها را کاهش دهد. علاوه بر این، هوش مصنوعی خلاقیت را افزایش میدهد و به طراحان کمک میکند ایدههای نوآورانهای ایجاد کنند. با این تغییرات، متخصصان UX به سمت تخصصهای گستردهتری حرکت میکنند و دیگر نیازی به تسلط عمیق در یک حوزه خاص نیست. این روند باعث میشود که افراد غیرمتخصص نیز با آموزشهای مناسب بتوانند در بهبود تجربه کاربری مشارکت کنند. در نتیجه، حرفه UX به سمتی حرکت میکند که همه افراد میتوانند مهارتهایی در این حوزه کسب کنند، بدون اینکه لزوماً نیاز به تخصص عمیق در تمام جنبهها داشته باشند.
سلام به همه شنوندگان عزیز! این اپیزود چهارم پادکست AIUXer هست.
من آرتا مکبری هستم، UX Specialist و کوچ و منتور طراحی محصول.
در اپیزودهای پادکست AIUXer قالبا به مقالات مربوط به طراحی تجربه کاربری با هوش مصنوعی میپردازیم و نکات کلیدی مقالات رو بررسی میکنیم.
این اپیزود قرار است به یکی از جذابترین و پیچیدهترین تغییرات در دنیای طراحی تجربه کاربری (UX) بپردازد. اگر شما هم در این حوزه کار میکنید یا به فکر ورود به این رشته هستید، حتماً تا انتها همراه ما باشید.
موضوع امروز ما “پهن شدن پنکیکوار UX” است و اینکه چطور هوش مصنوعی در حال تغییر قواعد دیزاین و ریسرچ برای کاربران است.
اسم مقاله این اپیزود هست:
Commodification and Pancaking of UX
شاید تعجب کنید که چرا UX را به پنکیک تشبیه میکنیم. داستان از این قرار است که رشته UX به شکلی در حال تحول است که از یک حوزه متمرکز و خاص به یک «مهارت توزیعشده» تبدیل میشود. درست مثل پنکیکی که نازک پخش شده اما همچنان خوشمزه و تأثیرگذار است. این تحول، یک فرصت بینظیر برای متخصصان UX و همچنین چالشی برای سیستمهای کاری سنتی به حساب میآید.
بیایید با یک نگاه سریع به گذشته شروع کنیم. زمانی نهچندان دور، UX یک حرفه نادر و نخبهگرا بود. تعداد افراد متخصص در این زمینه بسیار محدود بود و شرکتها، هزینههای گزافی برای بهرهمندی از خدمات آن پرداخت میکردند. اما حالا، اوضاع تغییر کرده است. کاهش هزینههای UX، این رشته را به یک مهارت در دسترس تبدیل کرده و به جای اینکه تنها در اختیار نخبگان باشد، حالا میلیونها نفر میتوانند در آن نقش داشته باشند.
در این قسمت از پادکست داستان آقای نیلسن رو براتون میخونم:
وقتی من کارم رو توی حوزه UX شروع کردم، حدوداً هزار نفر توی کل دنیا تو این زمینه کار میکردن. ما مثل یه گروه خاص و نایاب بودیم؛ یه جورایی مثل راهبهایی که فقط خودشون میدونستن چطور کامپیوترها رو به ابزاری ساده و قابلاستفاده تبدیل کنن. اون موقع، UX یه چیز عجیب و غریب بود. مردم نمیدونستن چیه، ولی هر کسی که کارش رو بلد بود، میتونست دنیا رو تغییر بده… یا حداقل دنیای دیجیتال رو!
یه زمان، وقتی تو اوج حباب داتکام کار میکردم، مشاوره UX یه شغل خاص و پردرآمد بود. یادمه با یه روز کار، میتونستم درآمد یه شرکت آنلاین رو دو برابر کنم. این نشون میداد که وبسایتها چقدر افتضاح بودن! طراحی یه وبسایت ساده و کاربردی اونقدر خاص بود که برای چند ساعت مشاوره، پول زیادی میگرفتم. اما کمکم اوضاع تغییر کرد…
وقتی وب رشد کرد و همه جا گسترده شد، تعداد زیادی از افراد به UX علاقهمند شدن و وارد این حوزه شدن. ولی راستش، خیلیها جنبههای ابتدایی UX رو نادیده میگرفتن. مثل الان که هوش مصنوعی داره رشد میکنه و خیلی از طراحهای UX هنوز توجهی بهش ندارن. همون موقع، طراحی وب افتاده بود دست شرکتهای تبلیغاتی که فقط میدونستن چطور بروشورهای خوشگل درست کنن. ولی هیچکدوم نمیفهمیدن تعامل کاربر با وبسایت چطور باید باشه.
کمکم مدیران اینترنتی شروع کردن به خوندن کتابها و مقالات من و بقیه متخصصها. همین باعث شد هزاران شغل UX توی دنیا ایجاد بشه. ولی باز هم مشکل این بود: UX یه چیز خاص و جدا افتاده باقی مونده بود. یه مهارتی که فقط عده خاصی بلد بودن و برای همین، خیلی جاها اصلاً به درستی پیاده نمیشد.
اما چیزی که امروز میخوام بگم اینه: UX در حال تبدیلشدن به یه کالا است. چیزی که دیگه لوکس نیست، بلکه بهشدت در دسترس همه قرار گرفته. شاید بعضیها با شنیدن کلمه «کالا» حس خوبی نداشته باشن. ولی واقعیت اینه که این تغییر، اتفاق خوبیه… نه فقط برای من و شما، بلکه برای همه.
وقتی چیزی ارزون و ساده بشه، مثل ادویههای ارزون توی بازار، آدمای بیشتری میتونن ازش استفاده کنن. همینطور UX. حالا که UX از اون حالت خاص و نایاب دراومده، کاربران بیشتری میتونن از محصولات بهتر لذت ببرن.
برای خود من که یه زمانی از مشاورههای گرون UX درآمد زیادی داشتم، شاید این اتفاق یه چالش باشه. ولی به نظرم مهمتر از درآمد، تعهدم به انسانهاست: اینکه کامپیوترها و فناوری باید بهقدری ساده بشن که ما، انسانها، کنترلشون رو دست بگیریم… نه اینکه تحتفشار رابطهای کاربری پیچیده سردرگم بشیم.
برای اینکه UX واقعاً تأثیرگذار بشه، باید به یه استاندارد طبیعی تبدیل بشه. باید با توسعه فناوری ادغام بشه و دیگه یه موضوع خاص یا اضافه نباشه. ما باید بهعنوان طراحان UX، کاری کنیم که هم استفاده از محصولات ساده باشه، هم درآمدزایی بیشتری برای شرکتها داشته باشه. در نهایت، این هدف ماست: تبدیلشدن UX به یه کالا… چیزی که همه بتونن انجامش بدن و شرکتها راحت خریدارش باشن.
اما چرا این تغییر اهمیت دارد؟ اینجا هوش مصنوعی وارد ماجرا میشود. اول اینکه، هوش مصنوعی بهرهوری تیمهای UX را افزایش داده است. به گفته کارشناسان، این فناوری در دهه آینده میتواند بهرهوری کارکنان UX را تا دو برابر افزایش دهد. یعنی هزینه هر پروژه نصف خواهد شد و این به معنای دسترسی بیشتر شرکتها به UX است.
دومین مزیت هوش مصنوعی، افزایش خلاقیت است. این ابزارها به طراحان کمک میکنند تا ایدههای جدید و نوآورانهای خلق کنند. جالب است بدانید که ایدهپردازی با هوش مصنوعی عملاً رایگان است و این برای حرفه ما یک نعمت محسوب میشود.
و در نهایت، هوش مصنوعی مهارتها را توزیع میکند. دیگر لازم نیست یک نفر در یک زمینه خاص استاد باشد. به جای آن، افراد میتوانند طیف گستردهای از مهارتها را کسب کنند. در گذشته، متخصصان UX اغلب بهعنوان افرادی با “مهارتهای T شکل” شناخته میشدند، یعنی در یک حوزه خاص تخصص عمیق داشتند و در زمینههای دیگر دانشی سطحی. اما حالا، ما به سمت ایدهآل “تکشاخ UX” حرکت میکنیم، جایی که افراد میتوانند تمام مراحل یک پروژه UX را پوشش دهند.
خب، این تحولات چه تأثیری روی مسیرهای شغلی ما خواهد داشت؟
به نظر میرسد که ساختارهای سنتی، مثل تیمهای بزرگ متمرکز UX، کمکم جای خود را به تیمهای کوچکتر و تخصصیتر خواهند داد. دیگر خبری از عناوین گرانقیمت مثل مدیرکل UX، یوایکس منیجر و یا دیزاین لید و شاید دیزاین آپس نخواهد بود. به جای آن، متخصصان UX بهعنوان اعضای یکپارچه تیمهای محصول، در جاهایی که بیشترین تأثیر را دارند، فعالیت میکنند.
این یعنی مسیر شغلی ما هم تغییر میکند. به جای تلاش برای صعود از نردبان مدیریتی، باید به فکر تخصص در دامنههای بزرگتر طراحی باشیم. یک طراح مبتدی ممکن است کار خود را با طراحی چند آیکون شروع کند، اما با پیشرفت در مسیر شغلی، میتواند به مسئولیتهای بزرگتر مثل طراحی دیزاین سیستمهای جامع یا معماری تجربه کاربری، طراحی رفتار و گیمیفیکشن یا Ux writing یا تجربهنویسی یا حتی Emotional Design برسد.
حالا شاید بپرسید آیا با این پهن شدن UX، کیفیت کار پایین نمیآید؟ نه دقیقاً. درست است که هر فرد شاید تخصص عمیق قبلی را نداشته باشد، اما توزیع گستردهتر مهارتها، تأثیر مثبتی بر محصولات خواهد داشت. مثل یک دسته پنکیک نازک که وقتی روی هم چیده شوند، یک وعده خوشمزه و مقوی میسازند.
برای مثال، شرکت Fidelity Investments توانسته است با آموزش ۳۰۰ نفر از کارکنان غیرمحقق خود، بیش از ۶۰۰ تست کاربردپذیری را انجام دهد. این نشان میدهد که حتی افراد غیرمتخصص هم میتوانند با آموزش مناسب، در بهبود تجربه کاربری مشارکت کنند. این چیزی است که من آن را “آماتورسازی” UX مینامم. هدف این نیست که همه حرفهای شوند، بلکه این است که بتوانند وظایف سادهای را انجام دهند که در نهایت به سود کاربران خواهد بود.
در پایان، اگر شما هم در این مسیر هستید، توصیه من این است که واقعیت هوش مصنوعی و پهن شدن UX را بپذیرید. دیگر دوران رؤیاپردازی برای رسیدن به رأس هرم تمام شده است. حالا باید به دنبال راههایی باشید که تخصص و خلاقیت خود را در یک دنیای توزیعشده به نمایش بگذارید.
{مقالهٔ اپیزود: کالاوار شدن و پهن شدن پنکیکوارِ رشتهٔ UX: واقعیت AI را بپذیرید و مسیرهای شغلی جدیدی را برنامهریزی کنید}
{۲۴ نکته از مقالهٔ «کالاییسازی و پهن شدن رشته UX»}
{مطالعهٔ مقالهٔ کامل در وبسایت UX Tigers}

دیدگاهتان را بنویسید