تمرین تیم‌سازی در چارچوب Scrum

11–16 دقیقه

کالاوار شدن و پهن شدن پنکیک‌وارِ رشتهٔ UX: واقعیت AI را بپذیرید و مسیرهای شغلی جدیدی را برنامه‌ریزی کنید

خلاصه: رشتهٔ UX به سرعت در حال تحول است، با ادغام هوش مصنوعی و تغییر به سمت تخصص‌های توزیع‌شده (Distributed Expertise). UX مانند یک پنکیک خواهد بود: با ضخامتی نازک پخش و گسترده می‌شود اما همچنان خوشمزه است. با گسترش این حوزه، مسیرهای شغلی صاف‌تر (Flatten) خواهند شد، اما فرصت‌های تخصصی و تأثیرگذاری افزایش خواهند یافت. این تغییرات را بپذیرید تا در این حوزه پیشرو بمانید.

رشته UX در حال ذوب شدن است، اما به شکلی مثبت. ما در حال تَرک برج عاج و زندگی در میان مردم هستیم و برخی از نخبگان قدیمی UX از بوی روستا خوششان نمی‌آید.

من خودم هم نخبه هستم. دو شغل برتر از دوران ۴۱ ساله کارم در جاهایی بود که به‌طور عمدی جذب نیرو را به ۰.۱٪ بالاترین هوش دنیا محدود می‌کردند: شرکت Bell Communications Research، که جانشین Bell Labs بود، و تیم مهندسان برجسته Sun Microsystems. در چنین سناریوهایی، یک گروه نخبه محدود می‌تواند با بهره‌گیری از کارکنان بزرگتر و کمتر نخبه، از بینش‌های خود درآمدزایی کند (رویکردی که در مشاوره UX نیز کارساز است). Sun Microsystems با زبان برنامه‌نویسی Java (که توسط یکی از همکارانم اختراع شد) درآمد بسیار بیشتری نسبت به هزینه اجرای برنامه مهندسان برجسته در طول ۲۰ سال به دست آورد. و هزینه ۸۰ سال اجرای Bell Labs نیز تنها با یکی از اختراعات آن: تلفن همراه، جبران شد.

با این حال، سناریوهایی که به کار نخبگان فوق‌العاده نیاز دارند، نادر هستند. در بسیاری موارد دیگر، تنها تفاوت بین نداشتن UX و داشتن UX خوب است که اهمیت دارد. این تفاوت عظیم است، بنابراین ما نیاز داریم که هر شرکت حداقل مقداری از UX را بپذیرد، که این امر نیاز به UX ارزان‌تری دارد تا همه بتوانند آن را بپردازند.

فقط تعداد کمی از شرکت‌ها می‌توانند UX در سطح نخبه را بپردازند، که هزینه‌بر است. اما خوشبختانه، تعداد کمی از شرکت‌ها محصولاتی تولید می‌کنند که آنقدر تحول‌آفرین هستند که به UX گران‌قیمت نیاز داشته باشند. بیشتر پروژه‌ها می‌توانند با هزینه‌ای بسیار کمتر، طراحی عالی ارائه دهند. هزینه‌های UX به سرعت در حال کاهش است و این امکان را فراهم می‌کند که تعداد شرکت‌هایی که از UX استفاده می‌کنند در ۳۰ سال آینده به صورت چشمگیری افزایش یابد.

مزایای استفاده از هوش مصنوعی در UX سه‌گانه است:

۱. هوش مصنوعی فعلی بهره‌وری کارکنان دانش‌محور را حدود ۴۰٪ افزایش می‌دهد. انتظار دارم که بهره‌وری کارکنان UX طی ۱۰ سال آینده دو برابر شود، به این معنی که هزینه هر تحویل UX به نصف کاهش خواهد یافت. وقتی چیزی ارزان‌تر شود، شرکت‌های بیشتری آن را خریداری خواهند کرد.

۲. هوش مصنوعی خلاقیت افراد را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد، به‌ویژه زمانی که به صورت هم‌زیستی ترکیبی با قضاوت و جهت‌دهی انسانی پیدا کند. ایده‌پردازی با هوش مصنوعی، رایگان است که برای UX یک نعمت محسوب می‌شود.

۳. هوش مصنوعی شکاف‌های مهارتی را کاهش می‌دهد و به‌عنوان یک تقویت‌کننده سطح ارشدیت عمل می‌کند، به طوری که همه افراد مجموعه وسیع‌تری از مهارت‌های «به اندازه‌کافی خوب» را در اختیار دارند. این در حالی است که در گذشته، ایده‌آلِ «کارکنان UX با مهارت‌های T شکل» بود که فقط در یک مهارت اصلی تخصص داشتند و به سایر زمینه‌ها کمتر تسلط داشتند. ایده‌آل جدید “«تک‌شاخ‌های UX» هستند، افرادی با طیف گسترده‌ای از مهارت‌ها که کل فرآیند UX را پوشش می‌دهند. وقتی یک نفر همه‌چیز را انجام می‌دهد، سربار ارتباطات از بین می‌رود و نیاز به صرف نیمی از وقت برای متقاعد کردن سایر اعضای تیم در توجه به یافته‌های UX نیز از بین می‌رود.

کالایی‌سازی UX

وقتی من کارم را در UX شروع کردم، تقریباً ۱۰۰۰ نفر در جهان در این حوزه فعالیت می‌کردند. ما به مانند گروهی از روحانیون نادر بودیم که تنها کسانی بودیم که می‌دانستند چگونه کامپیوترها را برای استفاده آسان کنیم.

بعدتر، زمانی که در دوران «حباب دات‌کام (Dot-com bubble)» مشغول به کار مشاوره UX بودم، من از معدود افرادی در جهان بودم که می‌دانستم چطور یک وب‌سایت را آسان کنم و برای همین هزینه‌های بسیار گزافی دریافت می‌کردم. با یک روز مشاوره، می‌توانستم تجارت آنلاین یک شرکت را دو برابر کنم. این نشان می‌دهد که وب‌سایت‌ها چقدر بد بودند.

وقتی وب گسترش یافت، تعداد زیادی از افراد وارد حوزه UX شدند، اما آنها به چیزی که به نظرشان ابتدایی می‌آمد، بی‌اعتنا بودند. (تاریخ در حال تکرار شدن است این بار با هوش مصنوعی که اکثر افراد UX آن را نادیده گرفته‌اند و طراحی آن به دست مهندسان انجام می‌شود.) تعریف اولیه طراحی وب به شرکت‌های تبلیغاتی سپرده شد که می‌دانستند چگونه بروشورهای زیبا طراحی کنند، اما هیچ اطلاعی از طراحی تعاملی نداشتند. من یکی از معدود افرادی بودم که حاضر بودم روی کاربردپذیری (Usability) وب کار کنم و متناسب با آن نیز درآمد کسب کردم.

خیلی زود، مدیران اینترنتی شروع به خواندن کتاب‌ها و مقالات من کردند و به کاربردپذیری وب اهمیت بیشتری دادند. هزاران شغل UX ایجاد شد. اما این به این معنی نبود که اوضاع عالی بود: کاربران همچنان (البته نه به اندازه قبل) به خوبی خدمت‌رسانی نمی‌شدند، زیرا UX به‌عنوان چیزی نادر و جداگانه که تنها توسط چند متخصص محافظت می‌شد، شناخته می‌شد.

کاهش هزینه‌های UX در حال تبدیل آن از یک خدمات لوکس به یک کالای به‌طور گسترده در دسترس است. برخی از افراد از واژه «کالا» خوششان نمی‌آید زیرا معنای کاهش ارزش را دارد. اما برای جهان این اتفاق خوبی است. UX باید ارزان باشد تا بتواند به‌طور گسترده پیاده‌سازی شود. برای افرادی مانند من که قبلاً هزینه‌های گزافی برای مشاوره UX می‌گرفتند، ممکن است بد باشد که حالا همه می‌توانند UX انجام دهند، اما برای کاربران این بسیار عالی است.

داشتن کالاهای ارزان در بازار ادویه باعث می‌شود که افراد بیشتری از غذاهای خوشمزه لذت ببرند و همینطور است با UX: حالا که UX دیگر استثنایی نیست، کاربران بیشتری از محصولات بهتری بهره‌مند خواهند شد.

تعهد من به بشریت است: اینکه کامپیوترها و فناوری را به‌قدری آسان کنیم که انسان‌ها فرمانده باشند، نه اینکه توسط واسط‌های کاربری بیش از حد پیچیده تحت فشار قرار گیرند. برای رسیدن به این هدف، UX باید به یک کالا تبدیل شود. به چیزی که به‌طور معمول و طبیعی انجام می‌شود. چیزی که میلیون‌ها نفر می‌توانند انجام دهند.

برای اینکه کاربردپذیری و کیفیت طراحی به محصولات فناوری نفوذ کند، UX نمی‌تواند گوشه‌ای بنشیند و به شکایت‌های فضیلت‌مآبانه خود ادامه دهد که تأثیری ندارد. UX باید با توسعه یکپارچه شود و به‌عنوان بهترین راه برای کسب درآمد از فناوری دیده شود. به عبارت دیگر، ما افرادی هستیم که کار با ما آسان است، ارزان هستیم، سودآوری را به همراه داریم و این چیزی است که به‌طور طبیعی انجام می‌شود. یک کالا.


معرفی دورهٔ پیشرفته کوچینگ طراحی محصول با تمرینِ بهره‌گیری از AI

«دورهٔ کوچینگ (مربی‌پذیری) به «تجربه‌پذیر‌ها» کمک می‌کند تا به‌صورت خصوصی و عملی سه محصول (یا بیشتر برحسب پتانسیل) را با همراهی یک مربی (یا کوچ) در مدت تقریباً ۲.۵ ماه در ۱۰ جلسهٔ هفتگیِ یک ساعته طراحی کنند و کِیس‌ اِستادی و یک پرتفولیوی اصولی برای استخدام در شرکت‌ها بسازند.»

پهن و نازک شدنِ پنکیک‌وارِ UX

پیش‌بینی جسورانه‌تر من این است که حوزه UX در حال پهن شدن است. منظورم این است که این حوزه به‌جای ساختارهای متمرکز و سلسله‌مراتبی که قبلاً حاکم بود، در سازمان به‌صورت وسیع‌تری، اما با عمق کمتر، توزیع می‌شود. (Spread out across the organization in a flatter way)

پهن شدن UX به این معنی است که مهارت‌ها و تلاش‌های ما به‌گونه‌ای گسترده‌تر پخش می‌شوند اما با پوشش نازک‌تر. به دلیل افزایش کارایی، این پوشش نازک برای دستیابی به نتایج با کیفیت کافی خواهد بود، درست مثل لذت خوردن یک کِرپ (crepe) نازک که همچنان خوشمزه است.

به‌طور سنتی، ما ساختاری هرمی و سلسله‌مراتبی در کارهای UX داشتیم، به‌طوری‌که کارکنان UX در تیم‌های متمرکز جداگانه قرار می‌گرفتند. با رشد بلوغ UX در بسیاری از شرکت‌ها، این تیم‌های متمرکز UX می‌توانند بسیار بزرگ شوند و صدها یا هزاران نفر UXer داشته باشند که همه زیر نظر یک معاون ارشد UX قرار دارند.

هدف شغلی یک UXer بلندپرواز در این ساختار سنتی این است که از نردبان مدیریتی بالا برود، از مدیر به مدیر ارشد و سپس به سمت مدیرعامل برسد و شاید روزی به عنوان معاون ارشد UX در بالای هرم قرار گیرد. البته، فقط یک نفر از میان ۵۰۰ نفر می‌تواند رئیس آن سازمان ۵۰۰ نفری شود، بنابراین رسیدن به رأس هرم هدفی واقع‌بینانه نیست.

در مقابل، با پهن شدن UX، ما تخصص UX را در سراسر شرکت توزیع می‌کنیم، به‌جای اینکه آن را در اختیار یک مدیر کل UX نگه داریم. دیگر نیازی به آن عناوین گران‌قیمت مانند مدیرکل UX یا معاون ارشد UX نخواهیم داشت، هرچند ممکن است هنوز در جاهایی که یک محصول خاص نیاز به تیم بزرگ UX دارد، چند مدیر UX وجود داشته باشند.

عمدتاً، UX پهن‌شده از متخصصان UX تشکیل می‌شود که دقیقاً در جاهایی قرار می‌گیرند که بیشترین تأثیر را دارند: به‌عنوان اعضای کاملاً یکپارچه هر تیم محصول.

حالا که دیگر نمی‌توانیم به جایگاه «مدیرکل بزرگ UX» (معروف به معاون ارشد UX) برسیم، مسیر پیشرفت شغلی برای بهترین استعدادها چیست؟

نردبان مدیریت سنتی جای خود را به چندین نردبان تخصص خواهد داد. به‌جای مدیریت تعداد زیادی از زیردستان، پیشرفت برای بهترین استعدادها در اختیار گرفتن دامنه‌های بزرگتری از طراحی (own larger scopes of design) خواهد بود.

یک طراح بسیار مبتدی شاید در ابتدا هیچ‌چیز را در اختیار نداشته باشد و تنها به کمک یک UXer ارشد منصوب شود. بعدها، پس از کسب کمی تخصص، ممکن است مالک یک آیکون یا چند دکمه شود. به‌مرور، یک UXer خوب می‌تواند به طراحی یک کادر دیالوگ، یک ویژگی کامل، و حتی یک برنامه کامل برسد. کارکنان ارشدتر نیز عناوینی مانند «UX Principal» یا «UX Architect» دریافت می‌کنند و مسئول سیستم طراحی کل شرکت یا معماری رابط کاربری می‌شوند، یا حتی مسئولیت چشم‌انداز UX شرکت را به عهده می‌گیرند.

با پیش‌بینی من از پهن شدن UX، آیا ما در حال کمبود منابع UX هستیم؟ اصلاً. کارکنان UX به‌جای اینکه در یک تیم متمرکز جمع شوند، به‌طور نازک‌تری در سراسر شرکت پخش می‌شوند. اما احتمالاً تعداد آنها بیشتر خواهد بود، زیرا آنها تأثیر بیشتری بر سود شرکت خواهند داشت، چون به‌صورت تنگاتنگی با محصولات، درهم‌تنیده می‌شوند و بیشتر به‌خاطر استعداد، مهارت و تخصصشان پاداش می‌گیرند، نه به دلیل توانایی آنها در پیمایش در سلسله‌مراتب شرکت و افزایش بودجه‌شان.

درست مانند پنکیک‌های واقعی، حتی اگر هر پنکیک نازک باشد، دریافت کالری غذایی کم نیست. به همین ترتیب، با پهن شدن UX، کاربردپذیری “چاق” می‌شود.

حتی اگر هر پنکیک نازک باشد، یک دسته از آنها به یک وعده غذایی خوشمزه با کالری بیشتری از نیاز تبدیل می‌شود.

مطالعه موردی: آماتورسازی ResearchOps

شرکت Fidelity Investments یکی از بزرگترین کارگزاری‌ها در ایالات متحده است که حدود ۶۱,۰۰۰ کارمند و حدود ۵ تریلیون دلار تحت مدیریت دارد. جن کاردلو ( Jen Cardello)، معاون ارشد UX Research در این شرکت است (و در واقع یکی از ۵ فرد با استعدادترین افرادی است که من در طول ۴۱ سال کارم با آنها همکاری کرده‌ام). یک مطالعه موردی اخیر مستند می‌کند که چگونه او تلاش‌هایی را برای گسترش تحقیقات کاربری در سراسر این سازمان عظیم هدایت کرده است.

تیم ResearchOps کاردلو بیش از ۳۰۰ کارمند غیرمحقق را در زمینه تست کاربری غیرحضوری آموزش داده است، به این معنی که تیم‌های آنها دیگر نیازی به انتظار برای تیم‌های رسمی تحقیق کاربری نداشتند تا یک مطالعه کاربردپذیری را انجام دهند. در نتیجه این آموزش‌ها، افراد غیرمحقق (non-researchers) بیش از ۶۰۰ مطالعه کاربردپذیری انجام دادند.

حتی افرادی که با عروسک معروفی که می‌گوید «ریاضی سخت است» موافق هستند، به سرعت متوجه می‌شوند که این به معنی آن است که هر فرد غیرمحقق شرکت‌کننده در دوره، به طور متوسط فقط دو تست کاربردپذیری انجام داده است. واضح است که این مقدار کافی نیست تا یک فرد تبدیل به متخصص شود. اما این تمام نکته است! تست کاربری به اندازه‌ای ساده است که هر حرفه‌ای خوبی که در تیم توسعه کار می‌کند، می‌تواند اصول اولیه اجرای مطالعات ساده را یاد بگیرد تا به سرعت بازخوردی درباره طراحی خود دریافت کند. (برای مسائل پیچیده‌تر، از تخصص عمیق‌تر در کاربردپذیری بهره می‌برند و Fidelity همچنان چنین افرادی را در اختیار دارد.)

تلاش‌ها برای توانمندسازی کارمندانی که متخصص UX تمام‌وقت نیستند تا تحقیقات UX یا طراحی‌های خودشان را انجام دهند، گاهی اوقات به عنوان «دموکراتیزه کردن» UX یاد می‌شود، اما من از این اصطلاح خوشم نمی‌آید. این موضوع به معنای تبعیت از قاعده اکثریت نیست، به این معنا که اگر مثلاً ۳ نفر به طراحی A رأی بدهند و ۲ نفر به طراحی B، ما بدون توجه به تخصص این ۵ نفر به طراحی A برویم. در واقع، اگر هیچ داده‌ای نداشتیم و نیاز به تصمیم‌گیری براساس رأی‌گیری داشتیم، من به ورودی افرادی که تجربه بیشتری در UX دارند وزن بیشتری می‌دادم.

اگر به یک واژه نیاز داریم، من «آماتورسازی کردن» را برای توصیف این تلاش‌ها برای پشتیبانی از کارمندان غیرUX در انجام کارهای ساده UX در پروژه‌های خود ترجیح می‌دهم. «آماتور» کلمه بدی نیست؛ این فقط به کسی اشاره دارد که کاری را به دلیل علاقه یا قدردانی از آن انجام می‌دهد و نه به عنوان یک حرفه تمام‌وقت. با سیستمی شدن و پشتیبانی از UX با هوش مصنوعی، روش‌های UX نیز ساده‌تر می‌شوند و این به این معناست که افراد بیشتری می‌توانند بخش‌های کمتر پیچیده از فرآیند UX را انجام دهند.

تست کاربری پایه‌ای‌ترین روش‌های تحقیق کاربری است و بیشترین قابلیت آماتورسازی کردن را دارد. تا زمانی که سکوت کنید و کاربر را هدایت نکنید، می‌توانید مشاهده کنید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. در این فرآیند، شما به‌طور اجتناب‌ناپذیری چیزهایی [ از روش کار کاربران با سیستم] یاد خواهید گرفت. تست کاربری غیرحضوری (یعنی تستی که توسط یک کامپیوتر و نه یک انسان هدایت می‌شود) حتی از این تنظیمات هم ساده‌تر است، اما معمولاً اطلاعات کمتری از هر جلسه به دست می‌آورید.

مسیرهای شغلی جدید در UX

توصیه من این است که روند کالایی‌سازی فعلی UX و پهن شدن آینده این حوزه را به رسمیت بشناسید. رویای رسیدن به مقام «مدیرکل بزرگ (dreaming of Grand Poobah status at the top of a pyramid)» در رأس هرم متمرکز UX را رها کنید و شروع به برنامه‌ریزی برای رسیدن به جایگاه «معمار UX» کنید و توانایی خود را برای کار به‌صورت توزیع‌شده (Distributed manner) پرورش دهید.

این اینفوگرافیک نمونه‌ای است از نحوه‌ای که امیدوارم این روندها برای جوانان این حوزه به ثمر بنشیند، حتی اگر برخی از قدیمی‌ها از کاهش روش‌های قدیمی ابراز ناراحتی کنند.

این کمیک را با استفاده از Story Illustrator GPT به سبک “انیمیشن با رندر سه‌بعدی” ساخته‌ام. [استفاده یا کپی از این اینفوگرافیک آزاد است، به شرطی که این آدرس را به‌عنوان منبع ذکر کنید.]

مسیرهای شغلی جدید در UX

  1. مایا یک حرفه‌ای جوان در زمینه UX است که در حال پیمایش تغییرات در شرکت خود می‌باشد؛ از انتقال از یک دپارتمان بزرگ UX به تیم‌های کوچکتر و تخصصی‌تر.
  2. مایا از جنیس، معاون تجربه کاربری، درخواست راهنمایی می‌کند. جنیس متخصصان UX را به هنرمندانی در دنیایی تشبیه می‌کند که در آن، UX خوب همچنان ضروری است.
  3. به جای تلاش برای صعود از نردبان مدیریتی در حال فروپاشی UX، مایا در مالکیت UX برای تیم‌های تخصصی شرکت مهارت پیدا می‌کند.
  4. مایا به عنوان کسی که می‌تواند تمام ذی‌نفعان مختلف پروژه را هماهنگ کند شناخته می‌شود، جایی که او متخصص UX و مدافع کاربران است.
  5. مایا تأثیر استراتژیک خود را در شرکت به مراتب فراتر از طراحی اعمال می‌کند.
  6. اکنون در میانه‌ی دوره کاری خود و با تخصص گسترده، مایا نسل بعدی استعدادهای تازه UX را راهنمایی می‌کند.

نویسنده: یاکوب نیلسن

{ 🎧 پادکست مرتبط با مقاله}

{مطالعهٔ مقالهٔ کامل در وب‌سایت Uxtigers}

{۲۴ نکته از مقالهٔ «کالایی‌سازی و پهن شدن رشته UX»}


منتورینگ رایگان مالکین محصول

«اگر در یک شرکت نرم‌افزاری مشغول به کارهای روزانه یک PO هستید و دوست دارید در مورد پیاده‌سازی اجایل، اسکرام و چالش‌های نقش PO در چهارچوب اسکرام یا تفکر استراتژیک در محصول، راهنمایی و مشاوره بگیرید، در خدمتتون هستم. یک وقت در adplist بگیرید.»


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: اجازه کپی محتوا وجود ندارد