میتوانید از ابزارهای مولّد هوشمصنوعی برای پشتیبانی و تقویتِ مهارتهای UX خود استفاده کنید نه برای جایگزین کردن آنها. با کارهای کوچک UX شروع کنید و مراقب توهمات و توصیههای بد هوشمصنوعی باشید.
هوشمصنوعی میتواند کارهای زیادی را برای فعالیتهای حرفهای UX انجام دهد. اما مراقب تبلیغات وجدآور باشید: برخی افراد ادعا میکنند که ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند جایگزین طراحان، محققان یا حتی کاربران شوند.
میتوانید با آپلود اسکرینشات یا ماکاپها، طراحی رابط کاربری را به هوش مصنوعی نشان دهید و درخواست نقد فنی کنید. این یک گام مفید است زیرا AI گاهی اوقات چیزهای جدیدی را ذکر میکند که ممکن است آنها را در نظر نگرفته باشید. نقدهای طراحی برآمده از هوشمصنوعی میتوانند خطرناک باشند زیرا بسیاری از بینشهای مطرحشده توسط آن، اشتباه یا ناقص است، حتی اگر به زبان سلیس و با ارجاع به قوائد کاربردپذیری ثبتشده استدلال کند.
هوش مصنوعی میتواند بسیار متقاعدکننده باشد و همچنان اشتباه کند. اگر یک متخصص UX باتجربه هستید، میتوانید امیدوار باشید که توصیههای بازطراحی توهمآمیز را از توصیههای بازطراحی واقعی و مفید تشخیص دهید و از دومی برای الهامگرفتن استفاده کنید اما طراحان جونیور UX احتمالاً باید از استفادهٔ هوشمصنوعی برای انتقادات طراحی خودداری کنند.

اینجا نمونهای از یک تحلیل طراحی است که بهخوبی پیش رفته است: Jakob در این فکر بود که از کدام تصویر برای پست مقاله اخیر با عنوان «تجزیه و تحلیل داده های کیفی کاربر در مقیاس سازمانی با هوشمصنوعی» استفاده کند. او ۳ انتخاب را در ChatGPT آپلود کرد و از آن درخواست توصیه کرد.
تحلیل ChatGPT از این تصویر به عنوان انتخاب تصویر پست رسانههای اجتماعی این بود که برای ارسال در رسانههای اجتماعی، اولین تصویر با صحنهای پرطراوت از یک انبار کاه پیشنهاد میشود. رنگهای روشن و زنده و سبک رویایی و امپرسیونیستی آن به احتمال زیاد فوراً توجه را به خود جلب میکند و آن را برای پلتفرمهایی که اسکرولکردن مکرر و زمان جذبکردن مخاطب کوتاه است، مناسب میسازد.
هوش مصنوعی نمیتواند تحقیقات کاربری با کاربران واقعی را جایگزین کند. میتواند ایدههای زیادی برای مسائلی که باید در مطالعهٔ کاربردپذیری (تحقیقات کاربری) جستجو کنید، به شما بدهد، اما نمیتواند پیشبینی کند که مشتریان شما چه کاری انجام خواهند داد. خوب یا بد، انسانها موجوداتی غیرقابل پیشبینی هستند، بهخصوص وقتی صحبت از رفتارهای پیچیدهای مانند استفاده از رابط کاربری در دنیای واقعی باشد.
مهمتر از آن، «دانشِ» ابزارهای فعلی هوش مصنوعی، رفتارهای انسانِ «معمولی یا تیپیکال فرضی» را منعکس میکنند. گروههای کاربری خاصِ شما احتمالاً پیشینه، نیازها و انگیزههای بسیار متفاوتی نسبت به یک انسان «معمولی یا تیپیکال» دارند. به همین دلیل است که ما از کاربران خود تحقیق میکنیم.
اکثر روشهای UX باید واقعیتمحور باشند یعنی توسط دادههای واقعی از کاربران واقعی پشتیبانی شوند. هوشمصنوعی میتواند به ساختاردهی و تفسیر این دادهها کمک کند، اگرچه تفاسیر باید براساس تخصص UX شما بررسی و دابلچک شوند. اما اگر از هوشمصنوعی بخواهید که داده ها را بسازد، تفسیرها به سرعت بیفایده یا کاملا گمراهکننده میشوند.
هنگامی که از AI برای تولید چیزی استفاده میکنید که در مورد آن هیچ دانشی ندارید، بهراحتی میتواند آن خروجی خاص به یک قرض فنی و بیکفایتی (Liability) تبدیل شود چراکه همیشه هوش مصنوعی روی صندلی سرنشین مینشیند، اما شما باید فرمان را هدایت کنید.
متدهای UX باید توسط دادههای واقعی از کاربران واقعی پشتیبانی شوند. AI به ساختاردهی و تفسیر این دادهها کمک میکند، تفاسیر باید براساس تخصص UX شما بررسی و دابلچک شوند. اما اگر از هوشمصنوعی بخواهید که دادهها را بسازد، تفسیرها به سرعت بیفایده یا کاملا گمراهکننده میشوند.
در آیندهای اشباعشده با هوش مصنوعی، مهارت واقعی طراحی، نه در خلقت بلکه در هنر انتخابی نهفته است. معیارهای متعددی برای دستکاریِ نتیجه هم موجود است. ما باید مهارت Curation خود را در آیندهٔ تحت سلطهٔ AI تقویت کنیم.
{مطالعهٔ مقاله در ویرگول}
{مطالعهٔ مقالهٔ کامل در وبسایت NN/g}

دیدگاهتان را بنویسید