اسکرام یکی از محبوبترین چارچوبهای چابک است که با هدف تحویل مستمر ارزش و ایجاد شفافیت در فرآیند توسعه نرمافزار طراحی شده است. اما درست مانند هر رویکرد مدیریتی، تیمهای اسکرام نیز با چالشها و ریسکهایی مواجه میشوند که در صورت نادیده گرفتن، میتوانند موفقیت اسپرینتها و در نهایت محصول را تحت تأثیر قرار دهند.
تصویر بالا پنج ریسک رایج در تیمهای اسکرام و راهکارهای عملی برای مدیریت آنها را معرفی میکند. در ادامه این موارد را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم.
ریسکهای رایج در تیمهای اسکرام
۱. آیتمهای نامشخص در بکلاگ (Unclear Backlog Items)
اگر آیتمهای موجود در Product Backlog بهاندازهی کافی شفاف و دقیق نباشند، تیم توسعه نمیتواند انتظارات ذینفعان را بهخوبی برآورده کند. در چنین شرایطی احتمال تحویل محصولاتی که با نیاز واقعی کاربر همخوانی ندارند بسیار زیاد است.
۲. تعهد بیش از حد (Overcommitting)
یکی از خطاهای متداول در اسکرام این است که تیم بیش از ظرفیت واقعی خود تعهد میدهد. این موضوع باعث میشود اهداف اسپرینت در خطر قرار گیرند، چرا که حجم کار با توان تیم تناسبی ندارد.
۳. وابستگی به افراد کلیدی (Key Person Dependency)
وقتی دانش و تجربه تنها در اختیار یک فرد خاص باشد، نبود او میتواند پروژه را متوقف کند. این نوع وابستگی یک گلوگاه دانشی ایجاد میکند که ریسک بزرگی برای تیم محسوب میشود.
۴. تغییر اولویتها در میانه اسپرینت (Changing Priorities Mid-Sprint)
تغییرات ناگهانی در اولویتها تمرکز تیم را مختل کرده و باعث میشود هماهنگی با Sprint Goal از بین برود. این موضوع بهطور مستقیم بر بهرهوری و روحیه تیم تأثیر منفی میگذارد.
۵. شفافیت پایین (Low Transparency)
وقتی مسائل و مشکلات در تیم بهموقع شناسایی و مطرح نشوند، تا زمانی که خیلی دیر نشده پنهان میمانند. این امر باعث میشود که تیم نتواند بهموقع اقدام اصلاحی انجام دهد و ریسکها به بحران تبدیل شوند.
چگونه این ریسکها را مدیریت کنیم؟
۱. بازبینی منظم بکلاگ (Refine Backlog Regularly)
با بازبینی و شفافسازی مداوم آیتمهای بکلاگ، ابهام و عدم قطعیت کاهش مییابد. این کار باعث میشود تیم درک مشترکی از نیازها داشته باشد و انتظارات بهوضوح مشخص شوند.
۲. استفاده هوشمندانه از برنامهریزی اسپرینت (Use Sprint Planning Wisely)
در برنامهریزی اسپرینت، تیم باید تنها به اندازهی ظرفیت واقعی خود تعهد دهد. تمرکز بر اهداف واقعبینانه تضمین میکند که خروجی قابل تحویل و ارزشمند در پایان اسپرینت وجود داشته باشد.
۳. آموزش متقابل اعضای تیم (Cross-Train Team Members)
برای جلوگیری از وابستگی به افراد کلیدی، باید اعضا مهارتهای متقاطع یاد بگیرند. این رویکرد باعث میشود که مسئولیتها بین اعضا توزیع شود و ریسک توقف کار به حداقل برسد.
۴. درگیر نگه داشتن ذینفعان (Keep Stakeholders Engaged)
با ارتباط مداوم و شفاف با ذینفعان، غافلگیریها به حداقل میرسد و مسائل به فرصتهای همکاری تبدیل میشوند. این مشارکت مستمر تضمین میکند که محصول در مسیر درست باقی بماند.
۵. بازرسی و انطباق مستمر (Inspect & Adapt)
در قلب اسکرام، اصل «بازرسی و انطباق» وجود دارد. تیمها باید بهطور منظم فرآیندها، عملکرد و نتایج خود را ارزیابی کرده و برای بهبود مستمر اقدامات اصلاحی انجام دهند.
جمعبندی
ریسکها بخش جداییناپذیر هر پروژهی نرمافزاری هستند، اما آنچه تیمهای اسکرام را متمایز میکند، نحوهی مدیریت فعال این ریسکها است. با شفافسازی بکلاگ، تعهد واقعبینانه، آموزش متقابل، مشارکت ذینفعان و پایبندی به اصل بازرسی و انطباق، تیمها میتوانند ریسکها را به فرصتهایی برای یادگیری و رشد تبدیل کنند.
در نهایت، اسکرام فقط یک چارچوب مدیریتی نیست، بلکه یک ذهنیت چابک است که به تیمها کمک میکند در مواجهه با عدم قطعیتها و ریسکها، منعطف و سازگار باقی بمانند.

دیدگاهتان را بنویسید