تمرین تیم‌سازی در چارچوب Scrum

گسترش Impact Mapping برای دستیابی به بینش بهتر از محصول

کرت بیتنر (Kurt Bittner)
۱۲ ژوئن ۲۰۱۸

Impact Mapping یک تکنیک قدرتمند است که به تیم‌ها کمک می‌کند بفهمند چگونه کاری که انجام می‌دهند به نتایجی که سازمان‌شان به دنبال دستیابی به آن‌هاست متصل می‌شود. ما مدتی است از این تکنیک در دوره‌های Scaled Professional Scrum و Professional Scrum Product Owner استفاده می‌کنیم، اما مدتی بود احساس نارضایتی مبهمی نسبت به این رویکرد داشتم که نمی‌توانستم به‌خوبی آن را بیان کنم؛ تا زمانی که اخیراً از آن در یک کارگاه Agile Measurement (EBM) استفاده کردیم. به نظر می‌رسید چیزی در زنجیره‌ی معمول هدف – بازیگران – تأثیر – تحویل‌دادنی‌ها (Goal–Actors–Impact–Deliverables) کم است (نگاه کنید به شکل ۱).

چیزی که متوجه شدیم در این مدل وجود ندارد، «نتیجه‌ای» بود که خودِ «بازیگر» به دنبال دستیابی به آن است. «Impact» همان چیزی است که ما می‌خواهیم به آن برسیم، اما برای رسیدن به آن نتیجه، ابتدا باید به مشتری کمک کنیم تا به نتیجه‌ای که خودش به دنبال آن است دست یابد.

از آن‌جایی که قرار بود Impact Map را کمی تغییر دهیم، من همچنین می‌خواستم هم‌راستایی بهتری با اصطلاحات مدل‌سازی تجربه کاربری (UX) که برای صحبت درباره کاربران، مشتریان و نتایجی که به دنبال آن هستند استفاده می‌کنیم ایجاد شود. به همین دلیل:

  • اصطلاح Actor را به Persona تغییر دادیم،
  • واژه Deliverable را به PBI (مخفف Product Backlog Item) تغییر دادیم، چون این اصطلاحی است که تیم‌های اسکرام سازمان با آن آشنا هستند،
  • و یک عنصر جدید به نام Outcome اضافه کردیم (نگاه کنید به شکل ۲).

در Impact Map توسعه‌یافته، ما Customer Outcome‌هایی را نشان می‌دهیم که افرادی با آن Persona باید به آن‌ها دست یابند تا سازمان ما بتواند به Business Impact مورد نظر برسد. علاوه بر این، مشخص می‌کنیم کدام PBI‌ها را باور داریم که با تحویل آن‌ها، Outcome مورد نظر مشتری برای آن Persona ایجاد خواهد شد.

به‌عنوان بخشی از کارگاه (اگرچه در خود Impact Map توسعه‌یافته نمایش داده نشده است)، ما همچنین شاخص‌هایی را شناسایی کردیم که به ما نشان می‌دهند آیا Outcomeها و Impactها محقق شده‌اند یا نه. این کار بسیار مهم بود، چون ما را مجبور می‌کرد Outcomeها و Impactها را ملموس و عینی کنیم؛ اگر نمی‌توانستیم اندازه‌گیری کنیم که آیا به آن‌ها رسیده‌ایم یا نه، در واقع بینش کافی برای شروع کار روی PBIهای مرتبط نداشتیم. اجبار به تصمیم‌گیری درباره نحوه اندازه‌گیری، بحث‌های جالبی را درباره Outcomeها و Impactها ایجاد کرد و به ما کمک کرد PBIهای بهتری تعریف کنیم.

ذی‌نفعان کسب‌وکار اغلب شکایت می‌کنند که نمی‌توانند بین کاری که تیم‌ها انجام می‌دهند و چیزهایی که خودشان می‌خواهند به آن برسند ارتباط برقرار کنند. اضافه کردن Persona و Customer Outcome همچنین به تیم‌های اسکرام کمک کرد تا افراد استفاده‌کننده از محصول و دلیل استفاده آن‌ها را بهتر درک کنند. Impact Map توسعه‌یافته راهی مفید برای نشان دادن ارتباط بین اهداف و PBIها فراهم کرد و به شکل‌گیری گفت‌وگوهای بهتر درباره این اهداف و چگونگی دستیابی مؤثرتر به آن‌ها کمک نمود.

ترجمه مقاله:

ترسیم Impact Map

Impact Map یک نمایش بصری از دامنه کار (Scope) و فرضیات زیربنایی آن است که به‌صورت مشارکتی توسط افراد ارشد فنی و کسب‌وکاری ایجاد می‌شود. این نقشه در اصل یک نقشه ذهنی است که طی یک گفت‌وگوی تسهیل‌شده و با تمرکز بر چهار بُعد اصلی شکل می‌گیرد:

هدف (Goal)

مرکز Impact Map به مهم‌ترین سؤال پاسخ می‌دهد:
چرا داریم این کار را انجام می‌دهیم؟
این همان هدفی است که قصد داریم به آن دست پیدا کنیم.

بازیگران (Actors)

اولین شاخه Impact Map به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:
چه کسانی می‌توانند اثر موردنظر را ایجاد کنند؟
چه کسانی می‌توانند مانع آن شوند؟
مصرف‌کنندگان یا کاربران محصول ما چه کسانی هستند؟
چه کسانی از این محصول تأثیر می‌پذیرند؟

این‌ها همان بازیگرانی هستند که می‌توانند بر نتیجه نهایی تأثیر بگذارند.

تأثیرات (Impacts)

شاخه دوم Impact Map، بازیگران را در چارچوب هدف کسب‌وکار ما قرار می‌دهد و به این سؤالات پاسخ می‌دهد:
رفتار بازیگران ما باید چگونه تغییر کند؟
آن‌ها چگونه می‌توانند به ما در دستیابی به هدف کمک کنند؟
چگونه ممکن است مانع موفقیت ما شوند یا آن را متوقف کنند؟

این‌ها همان تأثیراتی هستند که تلاش می‌کنیم ایجادشان کنیم.

تحویل‌دادنی‌ها (Deliverables)

وقتی سه سؤال اول پاسخ داده شد، می‌توانیم درباره دامنه صحبت کنیم. شاخه سوم Impact Map به این سؤال پاسخ می‌دهد:
ما به‌عنوان یک سازمان یا تیم تحویل‌دهنده، چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا از تأثیرات موردنیاز پشتیبانی کنیم؟

این‌ها همان تحویل‌دادنی‌ها هستند: فیچرهای نرم‌افزاری و فعالیت‌های سازمانی.

برنامه‌های پروژه و مستندات نیازمندی اغلب چیزی شبیه به یک لیست خرید از فیچرها هستند، بدون اینکه توضیح دهند چرا این موارد مهم‌اند. بدون نگاشت شفاف تحویل‌دادنی‌ها به اهداف کسب‌وکار، و بدون توجیه این نگاشت از طریق تأثیراتی که باید پشتیبانی شوند، بحث درباره اینکه چرا باید روی بعضی آیتم‌ها سرمایه‌گذاری شود و روی بعضی دیگر نه، بسیار دشوار خواهد بود. در سازمان‌های بزرگ با ذی‌نفعان متعدد یا حامیان مختلف محصول، این موضوع معمولاً به گسترش کنترل‌نشده دامنه (Scope Creep) منجر می‌شود، چون ایده‌ها و فیچرهای محبوب هر فرد به پروژه اضافه می‌شوند.

Impact Map تمام تحویل‌دادنی‌ها را در بستری از تأثیراتی که قرار است از آن‌ها پشتیبانی کنند قرار می‌دهد. این کار به ما اجازه می‌دهد تحویل‌دادنی‌ها را با هم مقایسه کنیم و از سرمایه‌گذاری بیش از حد روی بخش‌های کم‌اهمیت سیستم جلوگیری کنیم. همچنین کمک می‌کند تحویل‌دادنی‌هایی را که واقعاً به هیچ تأثیر حیاتی برای یک هدف مشخص کمک نمی‌کنند، کنار بگذاریم. در نهایت، با متصل کردن تحویل‌دادنی‌ها به تأثیرات و اهداف، Impact Map زنجیره استدلالی را نشان می‌دهد که به پیشنهاد یک فیچر منجر شده است؛ موضوعی که به ما امکان می‌دهد این تصمیم‌ها را دقیق‌تر بررسی کنیم و با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید در طول تحویل، آن‌ها را دوباره ارزیابی کنیم.


منتورینگ رایگان مالکین محصول

«اگر در یک شرکت نرم‌افزاری مشغول به کارهای روزانه یک PO هستید و دوست دارید در مورد پیاده‌سازی اجایل، اسکرام و چالش‌های نقش PO در چهارچوب اسکرام یا تفکر استراتژیک در محصول، راهنمایی و مشاوره بگیرید، در خدمتتون هستم. یک وقت در adplist بگیرید.»


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: اجازه کپی محتوا وجود ندارد