چالش واقعی:
ما در آستانهٔ تشکیل یک تیم سهنفره برای ساخت یک محصول تازه هستیم؛ من بهعنوان مالک محصول (PO) و بدون اسکراممستر رسمی، هدایت «چرایی/چهچیزی» را بر عهده دارم و تسهیلگری رویدادها بهصورت چرخشی بین اعضا انجام میشود. محصول در مرحلهٔ کشف و پرریسک است، بنابراین آن را در حوزهٔ «پیچیده» (Cynefin) میبینیم و با کمینهٔ ساختار اسکرام و بازخورد سریع پیش میرویم:
اسپرینتهای یکهفتهای با یک Product Goal شفاف، بکلاگی سبک و مرتب (۱۰–۱۵ آیتم نتیجهمحور در بالاسری) و تمرکز بر «تمامکردن» با محدودیت WIP برابر ۱ توسعهدهنده–ماکسیمم ۲ تسک درحال انجام. یک Definition of Done مینیمال و یک Working Agreement یکصفحهای معیارهای کیفیت، نحوهٔ تصمیمگیری، همکاری روزانه و حل تعارض را روشن میکند. هدف ما تحویل تدریجیِ ارزش و سنجش آن در هر اسپرینت ریویو است و در هر رتروسپکتیو دستکم یک بهبود عملی را برای اسپرینت بعد اجرا میکنیم؛ این معارفه، تصویر وضعیت فعلی (Issue Context) و چارچوب عمل ماست.
۱۰ گامِ کاربردی برای تیمسازی (نسخهٔ مینیمال ولی پرقدرت)
- واقعیت را شفاف کنید (نقشها و انتظارات): بهعنوان PO فقط «چرا/چه چیزی» را هدایت کن (ویژن، Product Goal، و ترتیب بکلاگ) و از دخالت در «چگونه» خودداری کن. اینها صراحتاً مسئولیتهای PO هستند.
نکته: نبودِ اسکراممستر را «ریسک» اعلام کنید و تسهیلگری رویدادها را بین اعضا بچرخانید تا حدی از مسئولیتهای SM (تسهیل رویدادها/رفع موانع) پوشش داده شود. - هویت و قرارداد تیمی بسازید (۹۰ دقیقه): با تیم به سه سؤال پاسخ دهید: «چرا وجود داریم؟ چه چیز برایمان مهم است؟ با هم میخواهیم به چه برسیم؟» سپس Working Agreement بنویسید: کیفیت، تصمیمگیری، مشارکت در جلسات، شیوهٔ حل تعارض، رشد مهارتها و پاسخگویی. این قرارداد پایهٔ خودسازماندهی است.
- Vision و یک Product Goal شفاف (یک اسپرینت زمان): هدفِ محصولِ میانمدت را بهعنوان «هدف واحد» در بکلاگ ثبت کنید تا قطبنمای تصمیمگیری باشد.
- Definition of Done مینیمال (۴۵ دقیقه): معیارهای کیفیت/تکمیل را مشترکاً بنویسید (قابل استفاده، تستشده، یکپارچه…). هر چیزی خارج از DoD «تمامشده» نیست.
- بکلاگ سبک و مرتب: ۱۰–۱۵ آیتم بالاسری، نتیجهمحور و قابل خرد شدن برای یک اسپرینت داشته باشید؛ تصریحِ «ترتیب» (نه صرفاً اولویتهای برابر) شفافیت ایجاد میکند. پالایش بکلاگ فعالیتی مداوم است.
- طول اسپرینت کوتاه انتخاب کنید (۱ هفته برای تیم ۳نفره): اسکرام حداکثر یکماه میگوید؛ کوتاهتر یعنی بازخورد سریعتر و ریسک کمتر برای تیم تازهکار.
- هدف اسپرینت دقیق و قابل سنجش: یک جملهٔ نتیجهمحور که تمرکز ایجاد کند؛ قرار نیست همهٔ آیتمها داخل هدف بیایند. در برنامهریزی، بپرسید «از کجا بفهمیم به هدف رسیدیم؟».
- جریان کار شفاف + WIP Limit: بورد ساده (To Do / In Progress / Done) بسازید، WIP ستون «درحالانجام» را ۱–۲ بگذارید؛ بهجای شروعِ کار جدید، با هم کارهای باز را «تمام» کنید (Little’s Law).
- رویدادها را دقیق ولی سبک اجرا کنید:
- Dailyدر دقیقه: خود تیم برنامهٔ روز را برای رسیدن به هدف اسپرینت تطبیق میدهد؛ وضعیتدهی به PO/مدیر نیست.
- Review: گرفتنِ بازخورد دربارهٔ ارزش، نه جلسهٔ «قبول/رد».
- Retrospective: یک تغییر اثرگذار را برای اسپرینت بعد عملی کنید.
- اندازهگیری «ارزش»، نه صرفاً تحویل: یک شاخص نتیجه (مثلاً زمان بارگذاری زیر ۲ثانیه، یا تکمیل سناریوی کلیدی) تعریف و در هر Review/Retro بررسی کنید.
سه «آزمایشِ کمهزینه» (متناسب با دامنهٔ پیچیده)
- چرخش تسهیلگر رویدادها در هر اسپرینت بین سه نفر تا مهارت تسهیلگری در تیم رشد کند و خلأ SM کمتر حس شود.
- یک روز «اسپرینتِ یکروزه» برای شکستن کار به برشهای خیلی نازکِ ارزش و همکاری فشرده. بینش زیادی میدهد.
- WIP=1 برای یک هفته (هر توسعهدهنده فقط یک تسک تا اتمام و بعد تسک بعدی): مجبور میکند کنار هم روی همان آیتم کار کنید و سریعتر «Done» شوید.
ضدالگوهایی که باید حواستان باشد (و پادزهر)
- PO فرماندهکل! تصمیمهای بکلاگ باید شفاف و با مشارکت ذینفعان/تیم شکل بگیرد؛ نه دستور یکطرفه.
- PO+SM در یک نفر: اگر ناچاراًتسهیلگری میکنی، آگاهانه از قضاوتِ کار تیم (Review)و وضعیتگیری روزانه دور بمان؛ تمرکز PO روی «ارزش/ترتیب» بماند.
چکلیست «روز اول»
- ویژن یکخطی محصول + Product Goal.
- Working Agreement یکصفحهای (کیفیت، تصمیمگیری، مشارکت، حل تعارض).
- DoD یکصفحهای (قابل استفاده، تست خودکار/دستی حداقلی، مرور کد/طراحی، استقرار آزمایشی…).
- بکلاگِ مرتب: ۱۰ آیتم بالاسریِ نتیجهمحور.
- انتخاب اسپرینت ۱هفتهای + زمانهای ثابت رویدادها.
- بورد ساده + WIP=1–2.
قالبهای آماده (کپی/ویرایش)
- قالب Sprint Goal: «[در پایان اسپرینت] میخواهیم [نتیجهٔ قابل سنجش برای کاربر/بیزنس] را نشان دهیم؛ موفقیت یعنی [معیار].»
- قالب DoD: «آیتم زمانی Done است که: تستها سبز، مرور کد انجام، مستند مصرفکننده بهروز، در محیط staging قابل استفاده، بدون کار باز باشد.»
- قالب Working Agreement (خلاصه): تصمیمها با اجماع سبک؛ حضور بهموقع؛ تعارض را سریع و محترمانه مطرح میکنیم؛ در Daily دربارهٔ هدف اسپرینت حرف میزنیم نه صرفاً وضعیت؛ اگر بلوکه شدیم، همان روز کمک میگیریم.
Product Goal (نسخهٔ آمادهٔ جایگذاری)
تا [تاریخ هدف] یک MVP قابلاستفاده ارائه کنیم که به [پرسونای هدف] امکان میدهد [وظیفهٔ کلیدی] را در کمتر از [X دقیقه/کلیک] انجام دهد، بهطوریکه نرخ تکمیل ≥ [Y%] و نمرهٔ رضایت/CSAT ≥ [Z/5] در آزمونهای کاربری بهدست آید.
Definition of Done (مینیمال و عملی)
- معیارهای پذیرشِ هر آیتم شفاف است و همهٔ تستهای خودکار/دستی سبز هستند.
- مرور کد/طرح انجام شده و مسائل حیاتی امنیت/کارایی پوشش داده شدهاند.
- در محیط staging استقرار یافته و Smoke Test موفق است.
- مستند مصرف/انتشار (Release Notes) بهروز و قابل فهم است.
- هیچ کار باز/وابستگی حلنشده باقی نمانده و بدهیهای ضروری ثبتشده هستند.
- اگر آیتم به کاربر ارائه میشود، قابل استفادهٔ انتهابهانتها (E2E) است.
Working Agreement (یکصفحهایِ سبک)
- نقشها: تصمیمهای محصولی با PO؛ «چگونه انجام دهیم» با تیم توسعه.
- رویدادها: اسپرینت ۱هفتهای؛ تسهیلگریِ رویدادها چرخشی بین اعضا؛ Daily ۱۵دقیقه روی هدف اسپرینت.
- جریان کار: بورد ساده To Do/In Progress/Done؛ WIP=1–2؛ «هر توسعهدهنده، ۲ تسک تا اتمام کامل، اول تمام، بعد شروع».
- کیفیت/همکاری: Pair/Mob اختیاری برای آیتمهای حساس؛ بلوکهگیها ظرف ۲۴ساعت مطرح و پیگیری میشوند.
- تصمیمگیری: تلاش برای اجماع؛ اگر بنبست، مالک تصمیم مربوطه (محصولی=PO، فنی=تیم) تصمیم میگیرد و شفاف اعلام میشود.
- رفتار تیمی: بازخورد مستقیم و محترمانه؛ تعارضها سریع و در همان اسپرینت حلوفصل میشوند؛ ساعات تمرکز بدون مزاحمت توافق میشود.
- شفافیت: بورد، معیارهای ارزش/کیفیت و DoD برای همه شفاف است.

دیدگاهتان را بنویسید